تلخند !

 - شاید - ،

مضحک ترین ، مزخرف ترین ؛

و دلخراش ترین لطیفه ی زندگی فردی و اجتماعی ات آن باشد که در هر مناسبتی ، به هر بهانه ای ، در طول زمان ، دهه های متمادی ؛ - حتی شده چهار دهه - (!) ؛

شهروندان خود را بگریانی !

و

نامش را بگذاری «اقدام به وظیفه» ؛

 یا :

«احساس مسوولیت» ؛

در قبال مردم ... !

 

 

خنده به شرط چاقو ! (اولین اثر طنز منثور در آذربایجان غربی)

کتاب تازه منتشره ی این جانب :

*خنده به شرط چاقو      

(مجموعه ی طنز)

قنبر حاجی وند

 276 صفحه

 چاپ: مرداد 1396

 22000 تومان  

جهت تهیه و سفارش :

aliargin_gh@yahoo.com

 

شرح در متن

دانلود فایل خانه مطبوعات.jpg

یک هفته ، چهل روزه !

یکی با عجله خود را به سردمدار مکتب آرغینیسم رساند و گفت : 

- شما که اینقدر از حساب و کتاب حرف می زنید ، بگو ببینیم یک "هفته" ، چند روز است !؟

مکتبدار بادی تو غبغب انداخت ، به جناحین نیم نگاهی کرد و با تمام احتیاط گفت : 

در سرزمینهای مختلف ، این عدد "هفته" متفاوت است ، مثلا در سرزمین گل و بلبل ، از ده روز تا چهل روز نوسان دارد!

یکی - متعجبانه - درآمد و گفت : 

مگر می شود ، هفته از اسمش پیداست که هفت روز است !

مکتبدار - با تحکم - گفت : 

اگر دقت می کردی ، اشارت نمودم که در سرزمینهای مختلف با این موضوع متفاوت برخورد می شود! حالا تو اگر نفهمیدی ، بدان که نفهمیدی ! پس لال بشوی ، بهتر !

یکبار هم شده ، جدّی شویم !

       آخرین یافته ها از سلسله کاوشهای یُرقانی مکتب آرغینیسم ، گواه این مطلب است که تا حد امکان - و جهت جلب رضایت حداکثری باریتعالی - ؛ به سه چیز مردم نباید دست زد :

1- دین ، زبان ، قومیّت        2- پدر         3- زادگاه

       ... روایت هست از دوستی در حوالی همین نزدیکی ها ، کسی که دانسته به این مسائل طرف مورد قصد ، حمله ور گردد و سخنی ناراست بر زبان راند ، منفور است ؛ و کسی که نادانسته و از روی خطا و سهو منتهی به غفلت ، اقدام به جسارت به ساحت سه بند مزبور فوق الاشاره بکند ، کمی تا قسمتی منفور است !

نتیجه ی حاصله ، اینکه : «آدام اوول» ! ائششکلیق پیشکش !!