جناب مستطاب ، شیخ البستان و البساتین ، هندوانه جان !
از اینکه با ظهور گرانقدر و مثال زدنی خویش در کنار ترازوهای نامیزان ، روی همه ی بر و بچه های بستان زاد پارافین خورده را سفید نمودید ، تشکر به توان ۱۴۰۰ .
ارادتمندان :
شیخ الشیوخ موز
در معیت دیگر مستان بستان
هرگونه برداشت ، منوط به كسب اجازه از نويسنده است !
مش جبرعلی نفتآلود سهام فروش ، قرار است از سفر دور و دراز هشت ساله برگردد .
بدین لحاظ طبق تصمیمات فوق سری کلان محرمانه ، بنا بر این شده در تمامی ولایات و دهات صغیره و کبیره ، مراسم پرطمطراق " آشپزان استقبالیه " راه اندازی گردد .
مواد لازم :
- نمک ، بی نمک !
تبصره : بی تبصره !!
- بنر تبلیغاتی - به ازای هر میدان ۴ عدد ؛ به ازای سر هر خیابان فرعی ۶ عدد ؛ به ازای سر کوچه ی مش صبرعلی ۱۲ عدد ؛ مجموعاً ۱۰۰۰۰۰۰ عدد !
- اتوبوس مدل جدید ، به ازای هر ۵ نفر ، سه دستگاه ؛ در حجم ۱۴۰۰ اسب بخار کیلو ماست کره !
- مینی بوس مدل روستایی ساخت چین اوپن قاچ ، به ازای هر چهار نفر ، چهار دستگاه !
- دانش آموز ، به ازای هر واحد آموزشی ؛ ۲۵۰ نفر ، در مقیاس نمره ی قبولی پرورشی !
- دانشجو ، به ازای هر واحد دانشگاهی ؛ ۳۰۰ نفر ، در معیت مدرسان مکرم و نامزدهای دوره ای سه طلاقه !
- اصناف و کسبه و فعله و عمله ، به مقدار لازم !
- تیپ موتور سواری ، در مقیاس پوشش هر متر مربع مکعب متساوی الخیابان ، ۳۰۰۰ تک سوار ؛ ۴۰۰۰ دو تک سوار !
- کانکس توزیع آب جوشیده ، ۵۰۰ دستگاه سیار ؛ ۵۰۰۰ دستگاه ثابت ؛ ۱۰۰۰۰ دستگاه دوکاره !
- تانکر حمل شربت بی بی لیمو ، به همراه ظروف چند بار مصرف ، ۴۰۰ دستگاه !
- هلی کوپتر ساخت مبدل قبل از جنگهای جهانی اول و دوم و سوم ، به مقدار لازم !
- دمپایی ، بنا بر احتمالات پارگی کفش عابران و گمشدگی مابقی کودکان ، ۶۰۰۰۰ جفت کهنه مواد ساخت بناب !
تبصره ۱ : جوراب زیر زانو و بالای سر ، به مقدار تعیین شده !
تبصره ۲ : لطفا از پوشیدن جوراب الوان ساخت ترکیه ، بپرهیزید !
تبصره ی موخره : به دلیل بیماری واگیردار دریاچه ی لب تشنه ، نمک مشکوک به آهک گردیده ! زینهار ، که در این آش مصرف کنید !
- پفک و انواع تنقلات ، در مقیاس نفری ۶ عدد ، ۲۰۰۰۰۰۰۰ عدد !
- و ... !
دوستان همراه و همراهان دوست ؛
امیدوارم از پختن و خوردن این آش ، نهایت لذت را برده باشید .
تا آشپزان بعدی ، خدا پشت و پناه من و شما باد !
هرگونه برداشت ، منوط به كسب اجازه از نويسنده است !
بنا بر مشهودات مجبوره و منظورات محدوده ، از آنجا که تقویم علی الاجبار موجوده ظرفیت و گنجایش مناسبات ایام کبیره و صغیره و خبیثه و طیبه و لطیفه را ندارد ، پیشنهاد می شود برخی از ایام مسمای بی مصرف ، به شبهای خالی از مناسبات انتقال یابد .
فی المثل ، به جای مناسبت " روز معلم " ، " شب معلم " ؛ یا به جای " هفته ی کتاب و کتابخوانی " ، " شبان کتاب و کتابخوانی " ؛ یا ... ؛ منظور دارند !
تبصره ی توجیهیه :
مشاهده گردیده که در بطن یا حول و حوش ایام مبارک و بی طرفداری از این دست ، مناسبات نئو مذهبی و نظامی مآبانه ی بیشماری ردیف کرده اند تا از هیبت و شدت و شوکت مد نظر کاسته گردد . لذا ، واجب می نماید متوسط اندیشان دست و پا دخیل در تقویم سازی ارضی و نجومی ، عنایت فرموده و با جا به جایی های لازمه ، از بار ترافیکی تقویمات و ایام کساد شده و از مد و رونق افتاده ، بکاهند .
عزت ز یاد نرود !
هرگونه برداشت ، منوط به كسب اجازه از نويسنده است !
وارد پیاده رو که شدم ، چشمم به چهره ی آشنایی افتاد . ولی از بس ضعیف و نزار و بدریخت بود ، دیر فهمیدم که کیست . یادم افتاد ذکر خیرش ( ! ) را در کتاب مستطاب ( ؟ ) جناب ابوالقاسم فردوسی ، خوانده ام .
نزدیکش شده و احوالی پرسیدم . بادی در غبغب انداخت و گفت : فرزندم ، تو کیستی ؟
تواضعی نشان داده و گفتم : آرغین هستم . بلاگنویس قرن 1400 .
...
سر صحبت باز شد و ما گویان گویان و پرسان پرسان رفتیم و رفتیم تا سر یک دو راهی رسیدیم ؛ آنجا که باید از هم جدا می شدیم . دلم نیامد تا سوالات و ابهاماتم بر طرف نشده ، رهایش کنم . ناچار از وضع و اوضاعش پرسیدم . اینکه در قرن ما و اینجا چه کار می کند ؟ زره و گرز و کمند و رخش رخشانش کجاست ؟ اینها که دستش گرفته و مچاله نموده ، چیستند ؟ و ... !؟
رستم پهلوان ، آهی به سبک اسفندیار کشید و گفت : از خدا پنهان نیست ، از تو چه پنهان . داستانم طولانی است ؛ ولی بگذار بند دلم پاره گردد :
من سالها بود لای کتاب شاهنامه ، در خانه ای از منازل همین دور و بر گرد و خاک می خوردم . دیشب ، خانم خانه جوش آورد و پس از هزار و یک بد و بیراه که نثار شوهرش کرد ؛ دستورات أکید صادر نمود که شنیده ام کاغذ و کتاب یک جورهایی گران شده و از آن طرف هم طلا و جواهر بی نهایت ارزان گردیده ؛ لذا تو باید این همه کتاب انبار شده در اتاقت را بفروشی و برایم طلا بخری . مرد هم که بخواهی نخواهی چاره ای نداشت ، شبانه ، برخی از کتابها را پنهان ساخت و تعدادی را تحویل زنش داد که ببرد بفروشد و هر کوفت و زهرماری که خواست بخرد .
در همین نقل و انتقالات بود که من فرصت را غنیمت دانسته از لای کتاب افتاد بیرون و خروسخوان سحر ، از دیوار پریدم بیرون . حالا هم که می بینی ، در خدمت توام . و اما ، قضیه ی این آت آشغال که دستم می بینی . با اجازه ات رخش را بابت اجاره منزل ، به مدت دو روز کاری ، گرو گذاشتم در پیش بنگاه میرزا انصاف . گرز و کمند و زره را نیز سر کوچه ی صداقت ، به میوه فروشی آقا گرانعلی فروختم و از پولش دو کیلو گوجه ، یک کیلو خیار و سه عدد تخم مرغ خریدم . الآن هم اگر رخصت فرمایی ، دارم می روم پیش یل اسفندیار ؛ تا یک نیمرویی درست کنیم و بزنیم به رگ ؛ شاید ، نمک گیرش کردم و خاطرات تلخ جنگ نابرابر و ناخواسته ی قرون پیشین را از دلش درآوردم !
هرگونه برداشت ، منوط به كسب اجازه از نويسنده است !
در خبر است از سرور بازاران و تن پرور دلالان ، که " ارزانی خدابیامرز " ، در آینده ای نه چندان نزدیک " بر می گردد " .
از اهالی کرات آسمانی ، من جمله ساکنان لایه های سه گانه ی زمین خاکی ، انتظار می رود قدری دندان روی جگر گذاشته و از خریدن و تناول هر گونه کالای گران و قاچاق و ... { حداقل به مدت تقریبی ده - دوازده سال } ؛ أکیداً خودداری نمایند .
به جان مردنی جناب تنظیم خان بازارهای آفریقایی ، قسم خورده شده که در همین چشم انداز پشت گوش انداز هزاره ی " نم نئچه " ، شاهد ارزان ترین بازار خواهید بود .
کامتان ناگوار ،
گرانی تان ، برقرار !
خبرگزاری " پستآرغینیسم "
هرگونه برداشت ، منوط به كسب اجازه از نويسنده است !
بر حسب اتفاقات دغل اندر سیاستهای اقتصادی دلال مآب ، آبروی " پسته " را دمدمه های همین عید نزدیک به تقویم ، بردند تا ذهن و فکر خام خواران و عموم جوندگان و خورندگان اقلام دیگر آجیلات مصیبت زده را از حقایق روی ترازوجات منحرف سازند .
خدا بیامرز " گوجه " ، عالیجناب " خیار " ، مسیو " تخم مرغ " ، پروفسور " موز " و دیگر مقامات عالیه ی سفره های خالیه ، در چهار دیواریهای مردمات مسکون در نقشه ی گربه ای ، در این هیاهوی دلالان بازار سیاست زده ، به چنان شوکت و عظمتی دست یافتند که جناب نیوتن از آن خبری نداشت .
هر چه بود و نبود ، یکی دیگر از گرانترین نوروزها گذشت . خوردیم و خوردید و خوردند { بقیه را به مقدار لازم خودتان صرف نمایید تا صیغه ی غائب مجهول } ؛ آنچه ماند یک عدد " روسیاهی " چاق و چله است که هدیه می کنیم بر مقدم نامیمون تولیدگران گرانجان تورمات بازاری !
چهارده تان به در ؛ زندگی تان بی دردسر !
هرگونه برداشت ، منوط به كسب اجازه از نويسنده است !
زورون ۲۹۳۱
موبارکها باد
------------------------------------------
.: Weblog Themes By Pichak :.
