<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>علي آرغين</title>
<link>http://arghin2.blogfa.com/</link>
<description>روزنامه نگار - منتقد   </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 18 Dec 2009 05:44:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>حدس بزنيد !</title>
<link>http://arghin2.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;حدس بزنيد &lt;FONT color=#ff0000&gt;!&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 511px; HEIGHT: 346px&quot; height=346 src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1261189987.jpg&quot; width=461&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;بي مقدمه و في البداهه ، حدس بزنيد اين درب ورودي كداميك از دو گزينه ي زير است ؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;۱- يك مقر نظامي / پادگان / پايگاه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;۲- حسنيه ي محل / مسجد / امامزاده &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;* منتظر اظهار نظر همه ي دوستان ، مراجعان محترم اين وبلاگ ، بلاگرهاي عزيز ، صاحبنظران و ... هستم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;* از وبلاگهايي كه اين مطلب را لينك خواهند كرد ، پيشاپيش سپاسگزارم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;*** &lt;FONT color=#003300&gt;جهت رعايت ادب و اصول نگارش ، نظرات و كامنتهاي خود را يكبار كنترل كنيد&lt;/FONT&gt; ، بعد بفرستيد . ***  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 05:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arghin2&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>arghin2</dc:creator>
<guid>http://arghin2.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>                                           فردوسي و نامگذاريش در اورميه !</title>
<link>http://arghin2.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;                                           فردوسي و نامگذاريش در اورميه !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      &lt;FONT color=#0000ff&gt;دو تصوير حاضر ، از ورودي بلوار مسمي به « فردوسي » در مسير بهداري اورميه تهيه شده ؛ در تاريخ هاي متفاوت . تصوير تابلوي دست كاري شده ، هنوز هم در تقاطع مذكور خودنمايي كرده و به رهگذران و تماشاچيان دهن كجي مي كند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      ظاهراً مديريت شهري و زيباسازي شهر كلان اورميه ، آنقدر تابلوي مربوط را عوض و تعمير و نصب و ... كرده اند كه الآن چند ماهي مي شود فرصت سركشي به آن مسير و رؤيت آن تابلوي خط خطي شده را ندارند . شايد هم دو دل مانده اند كه چه كاري بكنند و ... !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;     البته &lt;FONT color=#ff0000&gt;نامگذاري ميدان و خيابان و بلوار و كوچه و محله ، در دوره ي متأخر – شايد متأثر از ادبيات انقلاب و ديگر معينه هاي اجتماعي و سياسي روز – در تمامي نقاط كشور از حساسيت بيشتري برخوردار بوده&lt;/FONT&gt; و مختص به استان آذربايجان غربي و شهر اورميه نيست ؛ &lt;FONT color=#ff0000&gt;ليكن در برخي موارد ، موضوع اورميه استثناست و نگرش سياستگذاران بخش فرهنگ و تصميم سازان و مجريان امور خود مشكل ساز مي شود&lt;/FONT&gt; ؛ كه بايد تدابير ديگري انديشيد و از بحران آفريني و ايجاد تشنج و تشتت در بستر جامعه پرهيز نمود . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;     ... در مورد تابلو و نامگذاري مربوط نيز ، ظاهراً بايد به نوع نگرش مسؤولان وقت در انتخاب گزينه ي غير بومي و ... پرداخت ؛ و الا خدا بيامرز « فردوسي » { فقط به عنوان يك شاعر } كه اينقدر مشكل ساز نمي تواندباشد !       &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;IMG height=346 src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1260484255.jpg&quot; width=461&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=346 src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1260485999.jpg&quot; width=461&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Dec 2009 19:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arghin2&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>arghin2</dc:creator>
<guid>http://arghin2.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جهت اطلاع مديركل ؛ آنچه در ارشاد مي گذرد !</title>
<link>http://arghin2.blogfa.com/post-194.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;جهت اطلاع مديركل ؛ آنچه در ارشاد مي گذرد !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      &lt;FONT color=#0000ff&gt;سالهاي سال است كه چندين نفر از كاركنان مجموعه ي تشكيلاتي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان آذربايجان غربي ، بعنوان موانع جدي بر سر راه رشد و شكوفايي و بالندگي فرهنگ و هنر اين منطقه ي استعداد خيز و هنرمند محور هستند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;     اين عناصر ، با تظاهر و متوسل شدن به اهرمهاي قانوني ، ليكن با اعمال سلايق شخصي خود ، هر گونه نشاط و فعاليت را از عرصه ي فرهنگ حذف نموده ، هنرمندان و روزنامه نگاران و نويسندگان ، بويژه منتقدان فرهنگ و هنر منطقه و ديگر انديشان آزادنويس را از خود دور ساخته اند تا بتوانند راحت خيانت كنند ؛ ساعات اداري و كاري را به بطالت بگذرانند ؛ كسي از مشكلات و كم كاريها و عيب و ايرادات كاري و رفتاري شان انتقادي نكند و ... ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;       براي نمونه ، &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تنها كافيست به تشكلها و انجمنهاي موجود اسمي غيرفعال در مركز استان ( = اورميه ) نظري بيفكنيم . از « خانه ي مطبوعات » گرفته تا « انجمن خبرنگاران » و ديگر هيچ ! تازه وقتي صحبت از دو مورد مذكور ( خانه ي مطبوعات و انجمن خبرنگاران ) پيش مي آيد ، بايد دانست كه از اينها فقط تشكلي غيرفعال و وابسته باقي مانده و فعاليت و همايش و هم انديشي و نشست و غيره در كارشان نيست ؛ الا يكي دو مورد جزئي كه بهانه ي موقعيتي و فصلي داشته و در همان جلسه و نشست اول و دوم ابتر مانده اند .  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;       به غير از نمايشگاه كتاب ، نمايشگاههاي عكس و چند مورد جشنواره ي سراسري و منطقه اي و غيره كه بيشتر حالت اداري و كاري دارد و جزو امور اجرايي داخلي اداره كل و وزارت متبوعش است ، يك نفر قدم پيش بگذارد و خبر از وجود انجمنهاي علمي و هنري و شعر و ادب و گفتمان انديشه و نقد كتاب و ... به ما بدهد . همينطور يك نفر پا پيش بگذارد و از كم و كيف دعوتها و مراسم تجليل اهل هنر و بزرگداشت خبرگان و نخبگان و ممتازان فرهنگي و هنري و عالم شعر و شاعري و نويسندگي و روزنامه نگاري گزارشي جامع و مانع ارائه دهد تا براي افكار عمومي و اصحاب قلم و ارباب جرايد روشن گردد كه اداره كلي با ادعاي سه دهه فعاليت فرهنگي و هنري ( كه چندين مورد آن به نمونه ترين اداره كل و برترين روابط عمومي تعريف شده ! ) ، كدام گام مثبت را برداشته در جهت تقويت بنيه هاي فرهنگي و هنري اين استان و يا شناسايي و شناساندن اهل قلم و نويسندگان و شاعران استان به ديگر مناطق و يا نشست و برخاست و گفت و گو با اصحاب انديشه و قلم و يا ... ؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;تنها چيزي كه در اين - نزديك به سه دهه – از اداره كل و تعداد مشخصي از ادارات شهرستانها و نمايندگيهاي ارشاد ديده و شنيده شده ، &lt;FONT color=#ff0000&gt;برخوردهاي سليقه اي&lt;/FONT&gt; و بخشنامه اي بوده و تا بخواهي مانع تراشي و دك و دفع اهل هنر و برچيدن و منحل نمودن انجمنهاي فعال و ايراد تهمت و افترا به ممتازان فرهنگي و هنري .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;    ... مديركل جديد ، محمدباقر كريمي ؛ كه مشابهت اسمي با اولين و پر سابقه ترين مديركل ارشاد ( محمدباقر سپهري ) دارد ؛ و شايد هم به جهات مختلف ، پايايي و پويايي مشابهي نيز مثل ايشان در عرصه ي مديريت اين بخش داشته باشد ؛ بايد متوجه اين مباحث و قضايا باشد و براي برون رفت از اين مسائل كه فرهنگ و هنر منطقه به آن مبتلا گرديده و نيز براي برون برد بخش سازماني و پرسنلي اداره كل و ادارات شهرستانها و بخشها ، فكري ديگر بكند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      بارها گفته شده و اين مورد چندين سال است ثابت گرديده كه &lt;FONT color=#ff0000&gt;اكثر قريب به اتفاق كاركنان فرهنگ و ارشاد ، از روحيه ي هنر و ذوق و احساس و انگيزه هاي ترقي فرهنگي و هنري خالي و بي بهره اند&lt;/FONT&gt; . لذا انتظار از كس و كساني كه نه هنرمندند و نه هنر و هنرمند را مي فهمند و درك مي كنند ، انتظاري بيهوده است . ليكن مي شود و مديركل جديد ( كه سابقه ي دور و درازي در مديريت فرهنگي منطقه دارد ) – به نظر مي رسد – كه بتواند در جا به جايي نيروهاي اداري و جايگزين نمودن نيروهاي حداقل فرهنگ دوست و هنرمند صفت ، دست به كاري بزند كارستان . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;       پيشنهادي ارائه نمي شود ؛ شايد تا اين مطلب انتشار عام يابد ، خيلي تغيير و تحولات صورت گرفته باشد ؛ شايد هم بنا بر جبر شرايط و موقعيت حاكم بر آن مجموعه ، تغيير و تحول مؤثري صورت نگيرد ؛ لكن بايد ديد مديركل محمدباقر كريمي چه برخوردي مي كند با بخش « كتاب » و « مطبوعات » . البته موضوع معاونتها نيز حساسيت خود را دارد . گويا اينكه اين معاونت هاست كه بخش عمده اي از مشكلات اداره كل و ادارات شهرستانها را موجب شده اند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;     به هر تقدير ، انتظار از مديركلي روشنفكر و هنرور همچون محمدباقر كريمي ، در بحث تغيير در مناصب و پستهاي كليدي و مياني اداره كل ، انتظاري بس بجاست و ميزان تغييرات نيز صد در صد پيش بيني ( يا پيشنهاد ) مي شود . البته اين در صورتي است كه نيرويي از بيرون از بدنه ي فعلي ارشاد وارد آن مجموعه نشود ؛ اگر چنين موضوعي پيش بيايد ، وضعيت فرق خواهد كرد و بايد تحليلي ديگر شود و از زواياي ديگري نيز به مسائل پرداخته شود .    &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;       &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 17:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arghin2&amp;postid=194</comments>
<dc:creator>arghin2</dc:creator>
<guid>http://arghin2.blogfa.com/post-194.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>                                       شهردار را خواب ببرد ، اورميه را آب مي برد !</title>
<link>http://arghin2.blogfa.com/post-193.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;                                       شهردار را خواب ببرد &lt;FONT color=#0000ff&gt;،&lt;/FONT&gt; اورميه را آب مي برد &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   &lt;FONT color=#0000ff&gt;  بارش دو عدد ( = قطره ) باران بي دريغ خداوند كريم ، هميشه ي خدا براي اورميه و شهروندان آن مشكلات عديده ي آبگرفتگي معابر و منازل ، مسائل حاد ترافيكي ، تخريب اموال عمومي و فضاي سبزي و ... در پي داشته است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;     چند ماه پيش كه بنرهاي رنگي بر سر معابر و چهارراهها نصب شد و عنوان « كلان شهر » بر اورميه ي عقب مانده از كلي پيشرفت در عرصه هاي فرهنگي و عمراني و اقتصادي و ... ، اطلاق گرديد ؛ احساس دو گانه اي به آدم دست مي داد . احساس اينكه كلان شهر ، مديران كلان نگر نيز مي طلبد ؛ احساس اينكه كلان شهر ، مردمي فرهنگ مدار نيز بايد داشته باشد ، احساس اينكه در چنين شهر كلاني ، خدماتي كلان با هزينه هاي تعريف شده ، براي شهروندان ارائه شود و ... !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;     ... ولي دريغ و افسوس از يك تغيير اساسي در اين خصوص . ترميم چندين خيابان ، اصلاح جدول كشي چند مسير مركزي شهر و ديگر هيچ ! چاله هاي دهان گشاد شهر كلان شده ي اورميه ، كفر مردم را درآورده و هزينه هاي سرسام آوري براي رانندگان و شهروندان تحميل كرده است ؛ ترافيك لجام گسيخته ، نبود پل هاي عابر پياده در خيابانهاي عريض و بلوارهاي پر ازدحام و پر ترافيك ، عدم نظارت بر اتوبوسراني و تاكسيراني ، معضل تكراري و مهار نشدني سد معبر ، مسدود شدن معابر و خيابانها ( حتي پياده روهاي خيابان اصلي شهر = امام ) با نخاله هاي ساختماني و ريخت و پاش بساز بفروشهاي شخصي و مؤسسات دولتي و بانكها و دهها مورد ديگر ، كه هنوز بر حال خود باقيست و كسي و مدير وظيفه مندي در فكر اصلاح و برنامه ريزي جهت ساماندهي اين بخشها نيست . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;     به موارد بالا ، بايد موضوع آبگرفتگي معابر و كوچه ها ، بالا آمدن لجن و كثافت كانالهاي فاضلاب و هجوم سيل آساي آن به سطح خيابانهاي كم ارتفاع ، مسدود گرديدن كوچه ها و پر شدن پاركينگ و حياط منازل از آبهاي سطحي ، طغيان و سر ريز شدن آب جوي ها و ... ، را نيز افزود و مدعيان مديريت و برنامه ريزي شهري اورميه و معاونت خدمات شهري و عمراني را به تأمل در اين معني فراخواند ؛ تا شايد فكري به حال و روز « شهر كلان شده ي اورميه » بكنند و خدمتي در شأن و عظمت اين ديار و شهروندانش ارائه بدهند !     &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 481px; HEIGHT: 377px&quot; height=542 src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1258728104.jpg&quot; width=723&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 17:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arghin2&amp;postid=193</comments>
<dc:creator>arghin2</dc:creator>
<guid>http://arghin2.blogfa.com/post-193.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>                                   هفته ي كتاب ، بايكوت صد در صدي !</title>
<link>http://arghin2.blogfa.com/post-192.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;                                   هفته ي كتاب ، بايكوت صد در صدي !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      &lt;FONT color=#0000ff&gt;هفته ي آخر آبانماه هر سال ( 24 تا 30 آبان ) ، به « هفته ي كتاب » موسوم است . اين هفته ، كما في السابق ، در استان آذربايجان غربي ؛ و از جمله در مركز استان ( اورميه ) ، در سكوت مطلق خبري – تحليلي سپري مي شود . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;       اين در حاليست كه ادارات و سازمانهاي متولي امور فرهنگي ، در سكوت و خاموشي به سر مي برند و اراده اي جهت برگزاري نمايشگاهها ، برپايي نشستهاي علمي و فرهنگي و هنري و ... ، در آن مشاهده نمي شود . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      اينكه وظيفه ي بزرگداشت اين هفته و پر نشاط سازي فضاي سوت و كور شهر كلاني ( ! ) چون اورميه ، بر عهده ي كيست و اداراتي مثل اداره كل فرهنگ و ارشاد ، سازمان آموزش و پرورش ، تبليغات اسلامي ، سازمان فرهنگي و هنري شهرداري و ديگر نهادهاي مدعي اين بخش چه كار مي كنند و چطور از كنار اين مناسبت ويژه و اين ايام پر محتوا بي خيال مي گذرند ، بماند براي قضاوت تاريخ و روزگار نا آمده ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 19:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arghin2&amp;postid=192</comments>
<dc:creator>arghin2</dc:creator>
<guid>http://arghin2.blogfa.com/post-192.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>                             زبان تركي آذربايجاني ، تحريفي از نوع نوين !</title>
<link>http://arghin2.blogfa.com/post-191.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0000&gt;      &lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;   &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 481px; HEIGHT: 290px&quot; height=346 src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1257584022.jpg&quot; width=461&gt;       &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;                                   زبان تركي آذربايجاني ، تحريفي از نوع نوين !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      &lt;FONT color=#0000ff&gt;فرهنگ ، تاريخ ، ادبيات ، فرهنگ و زبان تركي آذربايجان ، در هيچ دوره اي ، مثل دوره ي سراسر عبرت « پهلوي » ( رضا خان و محمدرضا ) ؛ مورد هجمه و تهديد و تحريف قرار نگرفته است . حمايتي كه دولت مركزي آريائيسم شاهنشاهي از چهره هاي ممتاز دانشگاهي و قلم بدستان تندرو فارس پرست مي كرد ، باعث و باني پيدايش كتب ، مقالات و نشرياتي گرديد كه براي هميشه ي تاريخ ، بعنوان حربه هاي تخريبي و تهديدي مورد استفاده قرار خواهند گرفت تا عده اي به نان و نوايي برسند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      ... &lt;FONT color=#990000&gt;در مركز استان آذربايجان غربي ، نشريه اي كه اسم « ... آذربايجان » و « سه زبانگي » را نيز يدك مي كشد ، و اتفاقاً همسو و هماهنگ با نشريه اي هم لنگه در استان آذربايجان شرقي ، كار به اصطلاح مطبوعاتي مي كند ؛ در طي شماره هاي پاييزي خود ، چندين ستون و مقاله ، از افراد و آشنايان دور و نزديك ، ارائه داده و منتشر ساخته كه خالي از كنايه و ريشخند به فرهنگ و زبان و قوميتها نيست&lt;/FONT&gt; . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      يكي از مباحث ، تحت عنوان « &lt;FONT color=#ff0000&gt;تاريخ زبان دري در آذربايجان&lt;/FONT&gt; » است كه تا تاريخ نگارش مطلب من ، شماره هاي آن به پنج رسيده . نويسنده « دكتر نوين رنگرز حسين » قيد گرديده ؛ هر چند براي مطلب من اهميتي ندارد ؛ چون مورد بحث من ، نه نويسنده ، بلكه نشريه است . فكر مي كنم اين نشريه و تفكر حاكم بر تحريريه و پشتيباني آن است كه طبق برنامه و با طيب خاطر اقدام به تهيه و انتشار مقالاتي از اين دست مي كند . البته در اينكه قانوناً و عرفاً كسي نمي تواند بر نشريه اي تعيين تكليف كند كه چه بنويسد و چه ننويسد ؛ ليكن در اينكه يك نشريه ، مخصوصاً نشريه اي از اين دست ( ! ) ، چه مقاصدي از تهيه و انتشار سلسله مقالاتي از اين نوع دارد ، مي تواند حساس و با اهميت باشد كه انتظار هست ارباب جرايد و كارشناسان امر و منتقدين رسانه ها و مدافعين حق و حقوق پايمال گرديده ي آذربايجان ، در فرصتهاي لازم به اين مسائل نيز بپردازند و از اين تريبون سخن پراكني موجود در مركز آذربايجان غربي غافل نشوند .  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      جهت رعايت ايجاز و پرهيز از حاشيه روي ، در اين فرصت فقط چندين عبارت از شماره هاي منتشره مي آورم تا براي مخاطبان و ناظران امر معلوم گردد در پس انتشار مباحث بحران زا و تنش آفريني از اين دست ، نيات زشت و مبهمي وجود دارد كه كليت تاريخ و ادبيات گذشته و حال « تركي آذربايجاني » را تهديد مي كند و با شگردهاي دمده و استناد به منابع غير علمي و گزارش مواضع عده اي نويسنده ي افراطي دوره ي متأخر ، در پي آن است كه تحريفي ديگرگون از زبان و پيشينه ي فرهنگي مردم آذربايجان ارائه دهد ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      جالب توجه است كه &lt;FONT color=#990000&gt;برخي از اشخاص و منابع مهم و مورد تأكيد نويسنده ( و نوعاً نشريه ) در اين بحث ، عناصري همچون احمد كسروي ، محمدجواد مشكور ، عباس اقبال آشتياني ، رحيم رضازاده ، قزويني است و از منابعي مثل تاريخ طبري ، زبان باستان آذربايجان ، فتوح البلدان ، گويش آذري ، صوره الارض و ... نمونه هايي آورده شده كه هنوز هيچكس آن عناصر را تاريخ دان و زبان شناس ندانسته و از اين منابع نيز بعنوان مآخذ مورد وثوق در مورد زبان و زبان شناسي اسمي به ميان نياورده است&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;!&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      همه ي اين دلايل را برشمردم تا آن كلام قبلي ام را مؤكد و مكرر كنم و اين سؤال را از جامعه ي علمي و مطبوعاتي كشورم ايران و استانم آذربايجان بپرسم كه نشريه ي منحصر به فردي در مركز آذربايجان غربي و نشريه و نشرياتي ديگر در تبريز و ... ، در پي چيستند و از كجا نشخوار مي كنند و راه به كجا خواهند برد ؟! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      * &lt;FONT color=#006600&gt;برخي از عبارتهاي آن مقاله ي سريالي با عنوان « تاريخ زبان دري در آذربايجان » چنين است&lt;/FONT&gt; : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;  - &lt;FONT color=#ff0000&gt;قديمي ترين خبر در باره ي « زبان آذري » مردم آذربايجان ، متعلق به اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجري است / پهلوي ، زباني است كه مردم اصفهان ، ري ، همدان ، نهاوند و آذربايجان سخن مي گويند / طبري ، به صراحت زبان مردم آذربايجان را ( در اوايل قرن سوم هجري ) فارسي مي شمارد&lt;/FONT&gt; . ( 1 )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;  - &lt;FONT color=#ff0000&gt;طوايفي از ارمنيه و مانند آن به زبانهاي ديگري شبيه ارمني سخن مي گويند و همچنين است مردم اردبيل و نشوي ( نخجوان ) و نواحي آنها / و اهل ارمنيه و آذربايجان و اران ، به پارسي و عربي سخن مي گويند / زبان مردم آذربايجان و بيشتر مردم ارمنيه فارسي است / مسعودي هم لهجه هاي پهلوي ، دري و آذري را از يك ريشه و تركيب كلمات آنها را يكي دانسته و همه ي آنها را از زمره ي زبانهاي فارسي ناميده است&lt;/FONT&gt; . ( 2 ) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;  - &lt;FONT color=#ff0000&gt;ياقوت حموي هم كه در سده ي ششم و هفتم هجري مي زيسته است ، ضمن اشاره به زبان مردم آذربايجان كه همان آذري بود ، مي نويسد : آنها { مردم آذربايجان } زباني دارند كه آذري گويند و جز خودشان نمي فهمند&lt;/FONT&gt; . ( 3 ) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;  - &lt;FONT color=#ff0000&gt;مطابق شواهدي كه در دست است ، زبان آذري ( فارسي ) تا عهد شاه اسماعيل بزرگ در ميان عامه و اهالي آذربايجان معمول بود و حتي مردم تبريز عهد شاه عباس ، چه عوام و اجلاف و بازاري ، چه افراد خانواده ، به همين زبان آذري ( فارسي ) تكلم مي كردند / حتي در تبريز هنوز به شهادت رساله ي روحي انارجاني ( تأليف همان عصر قرن يازده هجري ) به همين زبان يعني زبان آذري پدري يا فارسي سخن مي گفتند&lt;/FONT&gt; . ( 4 ) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;  - &lt;FONT color=#ff0000&gt;در رشت محله اي وجود دارد كه در گذشته تركي زبانان آذربايجان در آنجا سكني داشتند . مردم گيلان اين كوي را « كرد محله » ( محله كردان ) مي ناميدند / در ضمن در گويش گيلكي مي توان به عنوانهايي چون « كرد خلخالي » ، « كرد اردبيلي » و از اين گونه اصطلاحات برخورد . اينها همه از قرابت تاريخي و فرهنگي و زباني ساكنان سرزمين ماد مي باشد / زبان آذري ، شعبه اي از زبان پهلوي عصر ساساني متداول در نواحي شمالي و غربي و جنوب غربي ايران بوده است / ارباب معارف در تبريز فارسي دري تكلم مي كنند . ليكن ديگران لهجه اي مخصوص ( پهلوي ) دارند و ...&lt;/FONT&gt; . ( 5 ) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;     &lt;FONT color=#ff0000&gt;...&lt;/FONT&gt; اينها فقط گزيده اي از پنج شماره بود ؛ كه البته كم پيام و بي محتوا نيز نيستند . با يك نظر مجدد در عبارتهاي بالا ، رسالت و مأموريت خطير ( ! ) نشريه ي مد نظر بر همگان روشن مي گردد ؛ تا چه باشد شماره هاي بعدي اين سريال مكتوب و چه بازتابي پيدا كند اين گزارش و تحليل مختصر من ؟!                 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 17:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arghin2&amp;postid=191</comments>
<dc:creator>arghin2</dc:creator>
<guid>http://arghin2.blogfa.com/post-191.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>                                 جفاكاران رسانه اي آذربايجان غربي !</title>
<link>http://arghin2.blogfa.com/post-190.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;                                 جفاكاران رسانه اي آذربايجان غربي !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;       &lt;FONT color=#0000ff&gt;منظور از جفاكاران رسانه اي ، شخص ، اشخاص يا عناصر ول معطلي است كه از قضاي روزگار و غفلتاً سر از فرصتهاي رسانه اي در آورده اند ؛ ادعاي مافوق طاقت دارند ؛ در گفتار و رفتار ، سنگ بزرگ بر مي دارند ؛ پر تملق و پر تزويرند ؛ در مسير حركت آب و جريان موافق زمان قدم بر مي دارند ؛ ... خلاصه ، كارها و به اصطلاح اقدامات رسانه اي و مطبوعاتي اي مي كنند كه عالم و آدم را در آتش خودخواهي و خودمحوري خود بسوزانند و فرصتهاي غنيمت و هزينه هاي زماني و ملي و مالي اين استان را به باد فنا مي سپارند تا از اين رهگذر خوش باشند و اسب چموش ماليخوليايي خود و آمران خودشان را به مقصد فزون خواهي و مردم آزاري برسانند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      برخي از اين جفاكاران ، در چندين رسانه ي مكتوب و مجازي جا خوش كرده اند . اتفاقا همه هم از يك قماشند ؛ لااقل در جهالت و حماقت و لجاجت ، مشتركند . كار شاخص و عمده ي اين طايفه ، خيرمقدم گويي به مقامات دستگاههاي كليدي و ادارات نان و آب دار است ؛ بعد از آن پاچه خواري و تملق و جاده صاف كني ، به نيت مرتزق شدن از نعمات بي حساب و كتاب آگهي و رانتخواري و ... ؛ و در روزگار معزوليت و بازنشستگي و توديع و اخراج و ... آن مقامات ، كار اين گروه ، تخريب و تضريب و تهديد و ... مي شود ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;       شايد از امروز به بعد ، و همزمان با تحولات مختلف و شايد هم به نيت نزديكي به استاندار جديد ، در صحبتها و ديدگاهها و شبه تحليلهاي اين عناصر ببينيم و بخوانيم كه مثلاً استاندار قبلي فلان بود و بهمان و بيسار . ولي چيزي كه تازگي دارد و فوريت نگارش اين مطلب نيش و نوش دار را موجب شد ، موضوع جا به جايي در بخش كلان فرهنگ و هنر است . مراسم توديع و معارفه ي مديران كل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان غربي ؛ كه خبر آن در روزهاي قبل منتشر شد و مراسم اصليش نيز به روز پنجشنبه 14 / 8 / 1388 موكول گرديده است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;محسن غفاري آذر&lt;/FONT&gt; ، &lt;FONT color=#ff0000&gt;مديركل فعلي ارشاد&lt;/FONT&gt; ، پرونده ي قابل دفاعي ندارد . در اين كه شخص ايشان ، اصلاً سنخيتي با اين اداره كل داشته يا نه و تفكر پشتيباني كننده و انتصاب گر او به اين پست كليدي تأثيرگذار دنبال اهداف فرهنگي و هنري بوده يا نه ؛ بحثي و صحبتي ندارم . البته در فرصت مناسب خودش و در خيلي از نقدها و مقالاتم به مسائلي از اين دست به بهترين شيوه پرداخته ام . گذشته ي روزنامه نگاري و مقالات انتقادي من از مديريت فوق العاده ضعيف وي و اداره كل و مجموعه هاي تحت امرش ، مؤيد اين قضيه است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      &lt;FONT color=#990000&gt;بحث سر اين است كه در طول دوران صدارت و حكمراني شخص ايشان بر اين بخش حساس و پرترافيك فرهنگ و هنر ، چرا ؛ واقعاً چرا ، كسي از اهالي رسانه ، جيكش در نمي آمد ؛ حتي در يك ستون مطبوعاتي و اينترنتي نمي توان نشانه اي از نقد عملكرد مديريتي و شخصيتي غفاري آذر پيدا كرد . اينكه الآن ، در روزگار خداحافظي نامبرده ، چرا عده اي كاسه ي داغتر از آش شده اند و فرصت رسانه اي خود و ديگران را به آسيب شناسي اداره كل ارشاد و نوع مديريت غفاري آذر اختصاص مي دهند&lt;/FONT&gt; ، همان موردي است كه مرا وادار به ارائه ي اين مقاله كرد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      فكر كنم منظورم اين باشد تا به عناصري از اين دست ( جفاكاران رسانه اي ) اخطار بدهم ، اينقدر به هواي تخليه نمودن خود و عقده اي عمل كردن در رسانه ها و منابع خبري استان ، با آبرو و اعتبار رسانه اي و خبري اين منطقه بازي نكنيد . اگر ادعا داريد كه كار رسانه اي مي كنيد و غل و غشي در كار و رفتار نداريد ، بايد خود را در عرصه ي نقد و ادبيات انتقادي وارد كنيد . لطفاً قدرت تخريب و انتقاد بي محل خود را وقف نقد عملكرد مديران و ادارات تابعشان در همان دوران مديريتشان بكنيد ؛ تا شايد امور اصلاح گردد و خرابيها مرمت . تخريب و تنقيد و به توپ بستن كسي كه اختيار كارها و امور از او سلب مي شود و اقتدار و مسؤوليت قبلي را ندارد ، چه محلي از اعراب دارد ؟! « دالدان آتيلان داش توپوغا ده ير » !!      &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 11:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arghin2&amp;postid=190</comments>
<dc:creator>arghin2</dc:creator>
<guid>http://arghin2.blogfa.com/post-190.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>                                   مديحه سرايي ، خبرنويسي نيست !</title>
<link>http://arghin2.blogfa.com/post-189.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 500px; HEIGHT: 333px&quot; height=542 src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1257195137.jpg&quot; width=723&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;                                 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;                                             مديحه سرايي ، خبرنويسي نيست !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      &lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;در حوزه ي عملكرد رسانه هاي گروهي استان آذربايجان غربي ، هميشه ي خدا ، جاي خبرهاي مردمي و تحليلهاي حرفه اي و فراجناحي ، خالي بوده است . در دولتي و جناحي بودن تلويزيون اورميه ، كه شكي نيست ؛ مي ماند موضوع خنده آور مطبوعات محلي ؛ كه برخي از متوليان امور فرهنگي و ارشادي ، در مواجهه با اين امر ، آمارهاي نجومي ارائه مي كنند و تعدد و تعداد نشريات را به گونه اي گزارش مي دهند كه انگار آذربايجان غربي و يا نوعاً خود اورميه بعنوان مركز اين استان ، گل سر سبد استانها و شهرهاي فرهنگي ايران است و از جهت امتياز نشريه داري و توليد و توزيع فيزيكي و محتوايي مطبوعات محلي نيز ، با پيشرفته ترين و رسانه اي ترين كشورهاي جهان برابري مي كند ! در حاليكه هيچ هم اينطور نيست ؛ شكر خدا ، آنچه در اين استان و مركزش اورميه به وفور يافت مي شود ، سرقت اخبار و مقالات از ستونهاي نشريات تهران و وب نوشتهاي اينترنت است و تا بخواهي خبرهاي نسخته و ناويراسته ي تشكيلات دولتي و مرسولات فاكسي روابط عمومي ها و ... . البته به اين مسائل بايد قرطاس بازي و رقابت ناسالم بين نشرياتي در عرصه ي آگهي قاپي و تملق سرايي و چاپ تبريكات عزل و نصب مقامات اداري و حجكم مقبول و خوشآمد و غيره نيز افزود كه هم سابقه ي طولاني دارد و هم اين روزها در حال ازدياد است .     &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      بحث &lt;FONT color=#ff0000&gt;تملق و مديحه سرايي&lt;/FONT&gt; كه پيش مي آيد ، خيلي ها ، حتي گاهي همه ، خود را كنار مي كشند و قيافه ي حق به جانب مي گيرند و مي خواهند از مواضع خود عقب بنشينند و وانمود كنند كه ارتباطي با تملق و مداحي رسانه اي و عملكرد جناحي ندارند ؛ ولي بهتر است به گذر زمان اعتقاد داشته باشند . آنچه در آرشيو انتشاراتي و توزيعي &lt;FONT color=#ff0000&gt;نشريات محلي&lt;/FONT&gt; جلوه گري مي كند ، بيشتر مقولات مداحي است تا خبر رساني و كار رسانه اي . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      ... باور كنيد صحبت يكي دو تا نشريه نيست . ايرادي هم به كار برخي از به اصطلاح نشريات منتشره در سطح استان آذربايجان غربي ( بويژه در اورميه ) نمي خواهم وارد كنم . اصلاً قرار نيست كه هر « &lt;FONT color=#ff0000&gt;خبرنامه&lt;/FONT&gt; » ، « &lt;FONT color=#ff0000&gt;بولتن جناحي&lt;/FONT&gt; » ، « &lt;FONT color=#ff0000&gt;سفارشي نويس فصلي&lt;/FONT&gt; » و « &lt;FONT color=#ff0000&gt;آگهي نامه ي دولتي&lt;/FONT&gt; » را « &lt;FONT color=#003300&gt;نشريه&lt;/FONT&gt; » قلمداد كنيم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;       بارها گفته شده و سالهاي سال است در نشريات ادواري و دوره هاي آموزشي و مباحث آكادميك رسانه اي و ارتباطي ، بر اين نكته تأكيد مي شود كه اصل اوّل در انتشار مطبوعات مستقل و غير وابسته و غير حزبي ، رعايت بيطرفي و اخلاق رسانه اي و حرفه ايست . تخصصي نوشتن و فراجناحي عمل نمودن هم جاي خود دارد . تغذيه ي افكار عمومي ، به وجهي پسنديده و تنوير آن ، كار هر نشريه ايست كه داعيه ي علمداري مطالبات فرهنگي و اجتماعي دارد و هدفمند و قانونمدار قدم در عرصه ي رسانه و مطبوعات گذاشته است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;       اينكه نشرياتي از اين دست ، كه در مناسبات ويژه و از جمله در مواجهه با روز خبرنگار و جشنواره ها و همايشها و نمايشگاههاي مطبوعاتي و ... ، سنگ بزرگ بر مي دارند و ادعاي مافوق طاقت مي كنند و خود را يگانه ميدان دار عرصه ي خبر و كار حرفه اي و عملكرد فراجناحي جا مي زنند ؛ چرا در اتفاقات ريز و درشت استاني ، وظيفه ي خطير « خبر رساني و تحليل روز و هفته » را ناديده مي گيرند و فرياد فغان و مرحبا بر آسمان بلند مي كنند كه فلان مقام و بهمان كس و ... خوش آمدي و به سلامت رفتي و ... !؟ خود جاي بحث و آسيب شناسي رسانه اي دارد كه متأسفانه كمتر كسي به اين موارد بها مي دهد .  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;      آيا در نبود نشريات مستقل در اين استان ، آيا در دوراني كه نزديك به سه هزار متقاضي – در سطح كشور - پشت خط انتظار براي أخذ مجوز نشريه معطلند ، آيا در استاني به وسعت آذربايجان غربي و مخصوصاً در مركز استاني مثل اورميه ي بزرگ ، خبر و سوژه و تحليل كم هست و قحطي عنوان و تيتر و تصوير هست كه اين به اصطلاح نشريات ، براي هر رخداد كوچك و بزرگ در عرصه ي جابه جايي مقامات دولتي ، اينقدر مته به خشخاش مي گذارند و ادا و اطوار مديحه سرايان درباري و سوژه پردازان نان به نرخ روز خور در مي آورند و نادانسته و غافلانه فرصت سوزي مي كنند و شكر نعمت امتياز نشريه داري را بر كفر مقام ستايي و بحران سازي رسانه اي ترجيح مي دهند ؟!    &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 18:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arghin2&amp;postid=189</comments>
<dc:creator>arghin2</dc:creator>
<guid>http://arghin2.blogfa.com/post-189.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>                         قيمت « آدمي » در خيابانهاي اورميه چقدر است ؟!</title>
<link>http://arghin2.blogfa.com/post-188.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;                             قيمت « &lt;FONT color=#006600&gt;آدمي &lt;/FONT&gt;» در خيابانهاي اورميه چقدر است ؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 505px; HEIGHT: 410px&quot; height=542 src=&quot;http://www.2ql.net/uploads/1254781850.jpg&quot; width=723&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;     &lt;FONT color=#0000ff&gt; نترسيد ؛ نمرده . تصادفي هم روي نداده . اين مرد ، با يك عدد مرغ پيچيده در يك مشمع ، قصد عبور از عرض خيابان را داشته . ماشين پيكان ، در ايست كامل بوده . از شانس بد « راننده » ، اين آقا كه روي زمين ولو شده ، « غشي » بوده . از عابران و ناظران قبل از « غش » ، هيچكس دست دراز نكرده تا او را بگيرد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;    خوني كه در اثر برخورد سر اين شهروند با سطح آسفالت خيابان روي زمين ريخته بود ، حاضران و ناظران و رهگذران خوش خيال و متلك پران و ريشخندزن و ... را متعجب و ترسان كرده بود . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;    افسر راهنمايي و رانندگي ( آقاي ...  ) ، هاج و واج مانده بود . نمي دانست چه كار بكند . اتوبوسي از خط واحدهاي شهري وسط راه را بند آورده بود و از آنسوي خيابان داد مي زد و به جناب افسر و بقيه ي تماشاچيان (!) توصيه مي كرد كه پاهايش را ببرند بالا تا به سرش خون برسد !! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;    افسر همچنان در « سردرگمي » خودش گرفتار آمده بود . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;    راننده ي پيكان كه تقصير و جرم و خطايي متوجه او نبود ، دست به دست مي كرد و كمي نگران به نظر مي رسيد ؛ مانده بود كه چه كار بكند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;    سرانجام ، افسر كه كاري نتوانست بكند ؛ آمرانه به راننده ي سراسيمه و بلاتكليف ، دستور أكيد داد كه مصدوم را سوار ماشينش بكند و ببرد بيمارستاني و جايي ؛ هر اتفاقي افتاد پاي افسر پليس !؟‌ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;    راننده ، بخواهي نخواهي مرد نيمه جان و كف به دهان و شكسته سر را به كمك يكي ديگر انداخت عقب ماشين و خواست كه ببرد ؛ دوباره افسر پليس راهنمايي و رانندگي « آمرانه » و البته « با كمال اطمينان » ، دستور داد كه : « زود ببر ؛ هر اتفاقي افتاد ، مسؤوليتش با من » !؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;     و راننده رفت . پيكان حركت كرد . خون رنگين روي آسفالت خيابان ، به تمامي حاضران و راهگذران دهن كجي مي كرد . غرغر ها و كارشناسي ها شروع شد . هر كسي سعي مي كرد ديگري را محكوم كند كه چرا كسي او را قبل از افتادن و ولو شدن روي زمين ، نگرفته ؛ برخي شاكي بودند كه چرا كسي آمبولانسي ، پليس صد و دهي ، كمكي و ... صدا نكرده . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;     ... معلوم نشد اعتراضها و گلايه ها و سرزنشها متوجه كيست !؟ همه شده بودند عقل كل و قاضي و متهم و تماشاچي قاطي هم .  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;     پيكان كه دورتر و دورتر مي شد ، نگراني ام بيشتر و بيشتر مي گرديد . نگران اين موضوع بودم كه راننده ي بي گناه ، جور كدام شهروند بي خيال و امر و نهي كدامين افسر پليس و ... را خواهد كشيد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;    و اگر خداي نكرده ، بلايي سر آن بيچاره شهروند غشي بيايد ، يا فردا پس فردا قيل و قال هزار فاميل امروز همه غائب بلند شود و كار به جاهاي باريك بكشد ؛ كدامين مرجع قانوني و پزشكي و قضايي ، مدافع امور دنيوي و سرنوشت اخروي وجدانهاي خاموش جامعه خواهد بود !؟    &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;  برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 20:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arghin2&amp;postid=188</comments>
<dc:creator>arghin2</dc:creator>
<guid>http://arghin2.blogfa.com/post-188.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خيابان دانش اورميه - عكس روز</title>
<link>http://arghin2.blogfa.com/post-187.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                          اسپندگردانان خياباني !  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 505px; HEIGHT: 425px&quot; height=542 src=&quot;http://www.2ql.net/uploads/1253602161.jpg&quot; width=723&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 11:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arghin2&amp;postid=187</comments>
<dc:creator>arghin2</dc:creator>
<guid>http://arghin2.blogfa.com/post-187.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
