|
|
|
|
|
22بهمن ، از « شور » تا « شعور » ! در آستانه ي سي سالگي پيروزي تفكر آزادانديش و استقلال طلب مردمي بر حكومت استبدادي - طبقاتي ستمشاهي ، از « مردم » صحبت كردن ، با افت و خيزهاي بيشماري همراه است . هر چند امسال نيز – كمافي السابق – تلاش تفكر تماميت خواه اين شد كه حركتهاي مردمي و جشن و سرور ملي را به نام خود ثبت و ضبط نمايد ؛ ليكن تأمل در اين نكته كه « هيچكس حق تصرف و مصادره ي شور و شعور انقلابي آحاد مختلف مردم را ندارد » ، مي تواند جامعه و افكار عمومي را در رسيدن به مرحله ي مسلح و مسلط شدن به « شعور اجتماعي و سياسي » ، قبل از تعريف و محدود شدن حضورشان به « شور انقلابي » ، راهنما و كمك باشد . بيست و دوم بهمن ماه ، امسال براي بيست و نهمين بار تكرار شد . تقارن اين ايام با محرم از يكطرف ، موضوع انتخابات مجلس هشتم از سوي ديگر ، باعث شد كه هم در حوزه ي رسانه اي ( مخصوصاً صدا و سيماي كشور ) و هم از بعد سياسي و اجتماعي ، شاهد مانورهاي متعدد دولتمردان و سازمانها و ادارات باشيم كه به انگيزه ي سهيم شدن در اتفاقات دهه ي فجر ، خيلي زور زدند تا خود را همپاي مردم و همرنگ حركتها و شعارهاي مخصوص به آن سالها نشان دهند . ... در شهر منحصر به فردي مثل اورميه ( مركز استان آذربايجان غربي ) ، كه نمي توان گفت در چنين روزهاي خاصي مي تواند مشت نمونه ي خروار باشد از كل كشور ؛ اين وضعيت حاكم بود : - در طول مسير راهپيمايي ، هركس و هر گروهي ، شعار خود را مي داد . - برخي از دسته جات و گروهها ( اعم از تشكلهاي دانشگاهي ، دانش آموزان و گروههاي آزاد مردمي و ... ) ، در مواجهه با محلهاي استقرار دوربينهاي صدا و سيما ، ضمن تغيير شعارهاي قبلي ، فرياد بدل از شور انقلابي خود را به نمايش مي گذاشتند و تا آنجا كه در توان داشتند فرياد مي كشيدند تا موج شور خود را به نام امواج شعور تحويل گيرنده هاي دور و بر نمايند . { در اين خصوص ، اصرار اكيپ گزارشگر و هماهنگي كنندگان ، بر فشرده كردن صفوف و پر نمودن فضاهاي خالي خيابان ، ديدني و شنيدني بود . } - بروشورهاي تبليغي و آگهيهاي رنگارنگ شركتها و مراكز تجاري ، بيش از بيانيه هاي نهادها ، در بين اقشار مختلف جمعيت توزيع مي شد ؛ مثلاً تك برگ رنگي تبليغي شركت « ايرانسل » ، تمام سطح خيابانها و پياده روها را پوشانده بود . - بروشور سبزرنگ حزب مؤتلفه ي اسلامي ، با عنوان « شما و مؤتلفه اسلامي » ، بصورت انبوه ، در بين حاضران توزيع مي شد . جالب توجه اين بود كه بيشترين حجم و تعداد اين بروشورها ، در دست پيرزنان و فقير و فقرا مي چرخيد ؛ و گاهي اين موضوع در ذهن تداعي مي شد كه نكند مركز توزيع و مديريت اين نوع خاص از بروشور ، نهادي مثل « كميته ي امداد » باشد ! - كارتهاي رنگي و تك برگهاي تبليغي نامزدهاي كانديداتوري مجلس هشتم نيز ( ائتلافي و انفرادي ) ، به نحو چشمگير و با سرعتي مافوق صوت و علني ، براي رهگذران هديه مي شد . اين در حالي است كه تعداد مشخصي از چهره هاي انتخاباتي ، با حضور در محلهايي خاص و عرض ارادت به رهگذران و مصافحه و گفت و گو با تعدادي از مسؤولان مستقر در پاياني ترين مسير راهپيمايي امروز ( ميدان ايالت اورميه ) ، خودي نشان مي دادند و ... . { اين يعني تبليغات غيرقانوني و زودرس ، براي مدعيان قانونگذاري در مملكت ! } - در عين حال كه افراد زيادي بوسيله ي دوربينهاي شخصي و گوشيهاي موبايل ، از صحنه هاي مختلف راهپيمايي و صفوف مردم و تك چهره هاي موجود در مسير ، عكس و فيلم مي گرفتند ؛ ديدن منظره هايي ديگر خالي از عيب و لطف نبود . ( يك نفر در لباس نيروي مقاومت ، { شايد هم عضو يك پايگاه ! } ، به چندين موبايل دار گير داد و باعث تجمع و سؤال و دخالت ديگران شد . اين شخص چنان سرگرم كار خود بود كه ناخودآگاه به يك عكاس حرفه اي و مأموريتي يكي از نهادها نيز رحم نكرد و خيلي اصرار داشت كه او را از كار عكاسي اش بازدارد و يا شده دوربينش را توقيف كند ! ... ، در جريان گير دادن به يك موبايل دار ، پيرزني از شور انقلابي خود استفاده كرد و با يك تكه چوب كه داخل جوي خيابان بود ، بسوي شخص موبايل دار حمله ور شد تا در معيت آن نيروي شبه نظامي ، از مقام و حيثيت زنان و دختران راهپيمايي كننده دفاع كند ! ) - اينگونه نگرش و يا اقدامات خودسرانه ي عده اي از نظاميان و نيروهاي انتظامي ، در روزهايي از اين دست ، كه ازدحام جمعيت است و مختلط بودن خيابانها و ... ؛ دوربينهاي نظارتي و نگرشهاي كارشناسانه و نقادانه را مي طلبد تا به غور و تفحص در ريز و درشتهاي قضايا و برخوردهاي غيرقانوني و بي مسؤوليت بپردازند براي انداختن طرحي نو در حوزه هاي فرهنگي و اجتماعي كشور ؛ بلكه از اين رهگذر ، پس از گذشت سي سال از انقلاب و نظام مردمي ( جمهوري اسلامي ) ، كساني و يا مقاماتي پيدا شوند و به برخي از عناصر بي تجربه و نيروهاي فراقانون انديش گوشزد كنند و گوشمالي دهند كه تحت هيچ شرايطي ، به ساحت و شخصيت فردي و اجتماعي « شهروند ايراني » تعرض نكنيد ! هر چند ، انتظار بحق اينست كه نه فقط در چنين روزهايي ، بلكه در تمامي روزها و مناسبات عادي ديگر نيز ، از پليسي نمودن چهره ي شهرها و نوعاً نگاه امنيتي داشتن به تجمع مردم ، بايد پرهيز كرد . - حضور و صحبتهاي چند جانبه و نيش و نوشهاي چند پهلوي « فتاح = وزير نيرو » ، كه امروز ميهمان دولتمردان استان بود ، رنگ و بوي ديگري به دقايق پاياني راهپيمايي امروز داد . اين وزير ( كه با لطف و طعنه ، به دو زبان تركي و فارسي – سليس و روان - ) حرف مي زد و سخن مي راند ؛ از موضوعيت اين روز و دهه ي فجر صد گام فراتر رفت و با غنيمت دانستن فرصت تريبون در مركز استان ترك نشين آذربايجان غربي ، به تعريف و تمجيد از شخص و دولت احمدي نژاد پرداخت . سخنان و تعاريف فرا مبالغه اي اين وزير از نيات خدمتگزارانه ي محمود احمدي نژاد ، چنان اوج گرفت كه كم كم حوصله ي راهپيمايان تجمع كننده در ميدان و ناظران بر تريبون مستقر در بالكن شهرداري اورميه تمام شد ؛ بطوري كه هنوز وزير سرگرم تعريف خاطره و نقل و قول از افكار و اقدامات رئيس جمهور احمدي نژاد بود كه بيش از نصف جمعيت رفته بودند خانه هايشان و وقتي هم كه او تمام شد ، مسؤول شعار و قاري قطعنامه ي پاياني داشت بخشي از قطعنامه را مي خواند كه از مجموع مردم حاضر در راهپيمايي چند ساعت پيش ، فقط تعداد انگشت شماري در ميدان مانده بودند ؛ كه آنها هم نوعاً با احتساب نيروهاي نظامي و خبرنگاران و مسؤولان و كاركنان نهادها و ادارات مشخص و ... ، جمعيتي در حدود يك دهم از كل مردم مي شدند . برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده ! |
||