تبليغاتX
علي آرغين
روزنامه نگار - منتقد
 

                                          اسپندگردانان خياباني ! 

 

   

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 3 PM  توسط علی  | 

 

     

                                 

                                چشمان منتظر در درمانگاه فرهنگيان اورميه  

   

      هر آنچه در پي مي آيد ، مي تواند فقط يك نظر تلقي شود ؛ منتهي وقتي تحليل خبري و نگاه رسانه اي مطرح است ، لازم به نظر مي رسد كه جهت تنوير افكار عمومي و پاسخ يابي به چندين سؤال و رفع ابهام از برخي نكات ، حرفي از جنس انتقاد و نقد فرهنگي و اجتماعي زده شود تا هر كس ( اعم از مخاطبان عادي ، مسؤولان ذيربط ، دستگاهها و نهادهاي متولي امور درماني و ... ) پيام و بهره اي از اين نگارش برگيرند و در حد وظايف فردي و مسؤوليت مدني خود در مقام پاسخگويي و رتق و فتق امور بر آيند .

    مركز خدمات بهداشتي و درماني امام سجاد (ع) فرهنگيان اورميه ، كه در عرف به « درمانگاه فرهنگيان » معروف گرديده ، با سابقه ي تأسيس 1370 ؛ فكر مي كنم در آن حد و اندازه است و آن قدر رشد نموده كه امروز جوابگوي مراجعان و قانع كننده ي افكار عمومي باشد . مديريت اين مركز ، بايد بتواند انتظارات عام المنفعه را برآورده سازد و خود را مقيد به اجراي تمام و كمال ضوابط و قوانين و برنامه هايي كه خود تدوين نموده است ، بكند .  

      البته قابل قبول است كه درمانگاه شبانه روزي فرهنگيان ، تا به شكل و بافت امروزيش برسد ، راه دور و درازي را آمده و مشخصاً عوامل مديريتي و كادر فني و اداري آن سختيهاي فراواني را متحمل شده اند ؛ منتهي حرف بر سر اين است كه چه بايد كرد تا بهتر و فراگيرتر و بي نقص تر از پيش در عرصه ي خدمات دهي موفق و سرآمد شد .

     آنچه از شواهد و قراين بر مي آيد و موارد نقص و بي برنامگي اي كه در طي چندين بار مراجعات درماني و سوژه يابي خبرنگاري مشاهده گرديده و نيز مذاكرات و گفت و گوها و علت جوييهايي كه از مراجعان ، كادر درماني و اداري ، بخش پذيرش و حتي مديريت اين درمانگاه به عمل آمده ، دلالت مي كند بر اين امر كه درمانگاه مذكور در عين فعال بودن در حوزه ي پذيرش بيماران و شهروندان دور و نزديك ( اعم از مراجعان فرهنگي و آزاد ) ، در برخي موارد ، بويژه در برنامه ريزي بخش درمانگاه تخصصي مشكلات جدي و شايعي دارد .

     پس از چندين بار مراجعه و كنكاش در علت العلل تأخير پزشكان متخصص ، يك مورد اتفاق افتاد تا ضمن حضور در دفتر مديريت درمانگاه ، از نزديك شاهد باشم كه شخص مدير و يا به تعبير عام « مديريت درمانگاه » ، پيگير جدي امور است و متوجه اين مورد هست كه مراجعه كننده و بيماري در سالنهاي انتظار و پشت درهاي بسته ي اتاق معاينات پزشكان متخصص معطل نشود ؛ منتهي با اين وصف هنوز موضوع « تأخير حضور پزشكان » و « عدم تطابق برنامه ي پزشكان درمانگاههاي تخصصي و دندان پزشكي » با آنچه روزمره در اندروني اين درمانگاه رخ مي دهد ، بعنوان يك مشكل باقيست و نياز به بررسي و مديريت قاطع دارد .

     با اميد به ديدار روزهاي خوش در مسير توسعه و تجهيز اين درمانگاه به بخشهايي مثل آزمايشگاه مركزي ، راديولوژي ، سونوگرافي ، داروخانه و ... ؛ لازم دانستم مواردي را ذكر كنم كه هدف عمده ام از برشمردن آن مخاطب قرار دادن مديريت درمانگاه ، مديريت سازمان آموزش و پرورش استان و در نهايت هر يك از افراد ( اعم از پزشكان متخصص و كادر فني – پرستاري و مراجعان و ... ) است تا متوليان امور را به پاسخگويي و نظارت بيشتر بر زير مجموعه هاي دستگاه تحت امر خود فرا بخوانم و از زبان بي زبان مراجعان معترض و در سكوت و منتظر مانده ، مطالبي منتشر كنم كه در جهت رشد و تعالي بخشهاي درماني اين درمانگاه و امور فرهنگي و اجتماعي شهر و ديارمان مفيد فايده خواهدبود .

     تأكيد مي كنم كه بخش اعظم اين موارد متوجه مديريت درمانگاه و مسؤولان مرتبط با امور رفاهي و درماني سازمان آموزش و پرورش استان است . اصولاً بحث « تأخير يك يا چند پزشك » در محل كار طرف قرارداد ، با موضوع « نظارت و مديريت » نبايد تداخل پيدا كند . عمده ي بحث من اين است كه اگر دكتري ديرتر از ساعات و دقايق توافق شده و خارج از برنامه ي در معرض ديد عموم قرار گرفته ( برنامه ي تدويني درمانگاه ، كه انتشار عام يافته ) در اين مركز خدماتي و درماني حاضر مي شود ، تقصير و مسؤوليتي متوجه او نيست . بدين لحاظ نمي خواهم خلط مطلب شود و مشكلات كاملاً مربوط به بخش مديريتي اين مركز به پاي پزشكان عمومي و متخصص نوشته شود ، كه مورد اشاره ي اين مقاله نيست .

     و اينك موارد مطرح :

  - ويژگي بارز اين درمانگاه ( در بخش تخصصي ) آن است كه كمتر دكتري سر وقت به محل كار خود بيايد . اين در حاليست كه طبق برنامه ، برخي از پزشكان هفته اي يك يا دو بار امكان حضور در اين مركز درماني را دارند ، آن هم صرفاً يك يا دو ساعت در هفته .

  - تأخير برخي پزشكان ، گاهي براي يك ساعت كاري ( مثلاً ساعت 30/12 تا 30/13 ظهر ) ، 20 تا 50 دقيقه است . و همين موضوع است كه چشمان منتظر مراجعان و بيماران را بر عقربه هاي ساعت بالاي سرشان مي دوزد تا شايد فرجي حاصل شود و ايشان به غير از موضوع درمان و بيماري خود ، به كارهاي منزل و امور اداري و كارهاي شخصي خود نيز برسند .

  - به نظر مي رسد برخي از پزشكان ، با خود و يا با اين درمانگاه ، تعارف دارند و بين آمدن و نيامدن ( و حتي كي و چگونه آمدن ) مرددند . در چندين مورد تماسهاي بخش پذيرش با پزشك تأخير كرده ، معلوم و ثابت شده كه دكتر به شرطي مي آيد كه بيمار و مراجعه كننده اي داشته باشد ؛ و يا پرشكي چنين ايده اي دارد كه مسؤول پذيرش ، به همان تعداد بيمار و مراجعه كننده ي شماره داده شده ، بسنده كند ؛ زيرا دكتر مي آيد و فقط همان تعداد را مي بيند و مي رود .

      ... عجيب ترين موردي كه اين جا پيش مي آيد ، آن است كه يك پزشك متخصص ( مخصوصاً با تغييرات جديدي كه در تعرفه هاي پزشكي اعمال شده ) ، بايد آن قدر فرصت جهت ويزيت ، معاينه و صحبت با بيمار خود داشته باشد كه بتواند ضمن تشخيص بيماري مورد بحث ، در طي مراحل بعدي و ادامه ي درمان و ... نيز به موفقيتي نسبي برسد . وقتي دغدغه ي يك پزشك متخصص ( حتي اگر با تأخيز 40 دقيقه اي آمده ! ) اين باشد كه از هر وارد شونده به اتاق معاينه بپرسد « آيا باز هم مريض مانده در بيرون يا نه ( !؟ ) » ، فكر مي كنيد در چنين شرايطي ، كداميك از موفقيتهاي تشخيص ، درمان ، حل مشكل و ... به دست خواهد آمد ؟

    - در تأييد و تكميل مورد بالا ، حتي مشاهده شده كه در بخش زنان و زايمان ، يكي از خانم دكترها ، حال و حوصله ي صحبت با بيمار خود را ( كه نوعاً زن هست و داراي حساسيتهاي زنانگي و نيازمند راهنماييهاي درماني خاص ) ، ندارد .

    - در بخش پذيرش و پاسخگويي و راهنمايي تلفني بيماران و فرهنگيان نيز مشكلاتي هست . به نظر مي رسد به دليل تغييرات زيادي كه در كم و كيف برنامه ي پزشكان درمانگاه تخصصي اين مركز پيش آمده ( تغيير ساعات و مسائل ديگر ) ، براي هيچ دكتري « رزرو » صورت نمي گيرد . گاهي تلفنها بي پاسخ رها مي شود ؛ زماني هم پاسخ گوينده در جريان قطعي بودن حضور دكتر در درمانگاه نيست و راهنمايي اش در حد احتمالات و شايد و بايدهاست .

    - در بخش دندان پزشكي ، مواردي پيش آمده كه بين مراجعه كننده و پذيرش ( و نوعاً پزشك معالج ) ، اختلاف زيادي بر سر مبالغ توافق شده پيش آمده است . يك مورد كه بعينه مشاهده شده ، حاكي از آن بود كه بيماري روز اول مراجعه براي مشكل دندان نرخي از زبان پزشك مي شنود كه پس از طي مراحل و نوبتهاي درماني ، از خانواده ي بيمار مبالغ ديگري را مطالبه كرده است .

       پيشنهاد مي شود :

    ... براي كوتاه مدت ، لازم به نظر مي رسد اگر مديريت درمانگاه نيز ، مثل برخي از پزشكان ، با خود و ديگران تعارفي ندارد و در وظيفه ي خود جدي و قانونمند است ؛ در قرارداد خود با تعدادي از پزشكان ( مخصوصاً پزشكان تأخيري ) ، تجديد نطري بكند ؛ تا هم حق و حقوق فرهنگيان و مراجعان رعايت شود و هم اينكه وجهه ي بهداشتي و خدماتي درمانگاه در نزد افكار عمومي كم رنگ و مخدوش نشود .

      ... براي بلند مدت و بهره وري شايسته هم ، ضمن اقدام به تجهيز مركز به بخشهاي فني و لابراتواري ؛ كمترين انتظار از مديريت درمانگاه و شوراي پزشكي مربوط آن است كه به مسائل داخلي و امور خدماتي و رفاهي مركز از منظر و ديد مراجعان ( مخصوصاً فرهنگيان ) نيز بنگرند . شايد گاهي لازم باشد مديريت درمانگاه ، تا برسد به اتاق كار خود در طبقه ي بالا ، در گذر از بين تمامي منتظران نشسته در سالنهاي انتظار ، سراغي از آنها نيز بگيرد ؛ احوالي جويا شود ؛ از نكته نظرات و راهنماييها و انتقاد و اعتراضات دروني آنها نيز ره توشه اي برگيرد ؛ برنامه ي حضور و غياب و تأخيرهاي موردي و تكراري پزشكان متخصص را پيگيري نمايد ؛ و ... .                 

 

برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !   

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 3 PM  توسط علی  | 

 

                                    نيروي انتظامي ، امنيت ما را تأمين كند

 

  

  

                                    نيروي انتظامي ، امنيت ما را تأمين كند

     

       اين جمله ايست كه امروز از زبان چندين نفر از اصناف فلكه ي بازارباش ( ميدان جانبازان ) اورميه شنيدم . اتفاقي كه باعث اين گفت و گو گرديد ، تجمع مردم در دعواي خياباني هنگام ظهر بود بين يكي از مغازه داران با عناصر و اشخاص بي هويت و بلاتكليفي  كه به بهانه ي كارگري و عملگي ، همه روزه ، حدوداً پانزده ساعت ، در اين ميدان پر رفت و آمد مركز شهر تجمع مي كنند .

      بنا به مشاهدات مكرر خودم و مستند به اظهارات و گله منديهاي بيشمار چندين نفر از كسبه و رهگذران و تعدادي از اهالي محلات مربوط ، هفته اي نيست كه در اين محل بين رهگذران و كسبه و اين به اصطلاح كارگران مزاحم كسب و كار و رفت و آمد عابران و خانواده ها دعوايي رخ ندهد ؛ روزي نيست كه ماشين گشتي و يا چند نفر از پرسنل انتظامي كلانتري يازده با درخواست تلفني اهالي و مغازه داران به اين محل فراخوانده نشوند ؛ ساعت و دقيقه و لحظه اي نيست كه اين به اصطلاح كارگران متلكي بار زنان و دختران رهگذر و عابران و مسافران و دانش آموزان كودك و نوجوان نكنند و يا از چهره و اندام آنها عكس برداري و اعمال منافي عفت عمومي نكنند .( جرائمي كه طبق تصريح مواد 618 و 619 قانون مجازات اسلامي ، نظم جامعه و آرامش عمومي را تهديد مي كند . )   

       چيزي كه فوريت داشت و نگارش اين مطلب را موجب شد ، دو مورد دعواي امروز ظهر و نزديكيهاي غروب است كه نشان از  آشفتگي و جرم خيز بودن منطقه دارد . گويا به دلايل متعدد و از جمله عدم پيگيري و قاطعيت پليس و نهادهاي اجتماعي و مديريت شهري ، اين به اصطلاح كارگران ( مخصوصاً تيپ جوانان غير بومي اش ) ، اين روزها ، رو به ازدياد گذاشته و مي رود كه اين ميدان منتهي به بازار بزرگ و خيابانهاي اصلي و معابر حياتي شهر را از جهات مختلف فرهنگي و اجتماعي تهديد كند .

      آنچه از زبان مردم ، كسبه و معتمدان محل شنيده شد ، حكايت از پيگيريهاي مردمي ، حمايت شهرداري ، همكاري نيروي انتظامي تا مرحله ي صدور حكم قضايي مبني بر جمع آوري اين به اصطلاح كارگران دارد . منتهي در اين كه چرا هنوز سايه ي شوم و حضور مشكل آفرين اين نافرمانان اجتماعي و اين مزاحمان نواميس مردم و سد معبر كنندگان در ورودي و خروجي كوچه ها و اشغال كنندگان چمن كاري وسط ميدان كم نمي شود ، همه ي اهل محل منتظر و نگرانند .

      مزيد اطلاع عرض مي كنم كه طبق اعلام و تأييد كسبه و اهالي محل ، در پيگيريهاي قبلي :

  - شهرداري اعلام نموده كه اين محل ، بعنوان « ميدان كارگران » تعريف نشده .

  - بارها مقامات قضايي و انتظامي شخصاً در محل حاضر شده و به وجود مشكلاتي مثل مزاحمتهاي ناموسي و اجتماعي اشراف كامل يافته اند .

  - با دستور قضايي در چندين نوبت از محل فيلمبرداري شده و اعمال و رفتار به اصطلاح كارگران ثبت و ضبط گرديده .

  - از سوي معاونت قضايي ، دستور و حكم قاطع جمع آوري و هدايت اين به اصطلاح كارگران به حواشي شهر ( ميدان مخصوص كارگران ) صادر گرديده است .     

    ... اينك جاي سؤال از مسؤولان و ادارات و نهادهاي ذي ربط اين است كه چرا كسي به فكر نجات مردم ، كسبه ، زنان و دختران رهگذر و خانواده هاي اين محل ، از شر آن عناصر مزاحم ( كه بيشترشان هويت و مكان و وضعيت زندگي و زادگاه معلوم و مشخصي ندارند ) نيست ؟ آيا براي شهرداري فرقي نمي كند كه هزينه هاي ساخت ايستگاه و نشيمنگاه اتوبوس و جدول كشي و پياده رو سازي و كاشت چمن و زيبايي اين منطقه ي قديمي مشهور و البته مشرف به پارك مخصوص بانوان ( باغ نرگس ) بي گدار هدر مي رود ؟ آيا براي نهادهاي ناظر بر رفتارهاي اجتماعي و نيروهاي انتظامي فرقي نمي كند كه روزانه چندين نفر در محلات و كوچه ها و پياده روهاي مشرف و منتهي به اين ميدان مورد مزاحمت و فحاشي و كتك كاري و عربده كشي اين افراد قرار مي گيرند ؟ آيا دايره ي مواد مخدر ناجا اطلاع دارد كه وجود كافه ي صنعتگران در اين ميدان ، بهانه ايست براي تجمع معتادان و رد و بدل نمودن مواد ؟ آيا كسي ، مدعي العمومي ، فريادرسي هست كه از جان و مال و ناموس و آبرو و اعتبار كسبه و اهل محل و ريش سفيدان اين گوشه ي فراموش شده از شهر اورميه پاسداري و محافظت كند ؟!  

     

 

       

برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !  

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 2 PM  توسط علی  | 

 

                                                             گرانترين رمضان !

 

« اعتراف مي كنم » ، بي حب و بغض و كينه

سفره ها خالي شد از گوشت مرغ و ران و سينه

 

                                 =================================

                            

    بي خيال گراني و گوشت و مرغ و ران و سينه ؛

                     

                                                بفرما « افطار فقيرانه » ! 

 

    

   

 برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !  

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 3 PM  توسط علی  |