|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
ميرحسين موسوي ؛ و تخريب از درون !
انتشار خبري در « اعتماد ملي » ، مبني بر « تشكيل شاخه ي بسيج در ستاد موسوي » ( ؟! ) ، باعث شد اشاره اي به چندين مورد بكنم و يك موضوع جدي و نگران كننده را گوشزد نمايم . بخشي از اين موارد ، هفته هاست ذهن مرا مشغول ساخته ، و الآن فرصت و زمان بيانش را يافته ام . برابر تحليل بيشتر فعالان صنفي و نيروهاي مستقلي كه نيتي جز « اصلاحات » و « تغيير در بدنه ي قوه ي اجرايي » ندارند ، و بنا بر آنچه در اخبار و رويدادهاي منتشره و مشاهده گرديده در مقرهاي تجمع هواداران ميرحسين موسوي ( از دفاتر ستادي گرفته تا بخشهاي بي دفتر و گروههاي حامي ) ، چندين مورد است كه از مواضع مختلف ، « اصلاحات » را در معني عام ، و كانديداتوري شخص « ميرحسين موسوي » را بطور خاص تهديد كرده ، تا مرز « تخريب از درون » پيش مي برد . 1- وجود نيروهاي سايه در بخشهاي ستادي و مياني دفاتر ارتباطي موسوي ، كه از نظر خيلي ها به « ورشكستگان سياسي » يا « رانتخواران اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي » معروف و موسوم اند ؛ اين ترديد و شائبه را سبب شده كه سرانجام اصلاحات و در رأس آن كانديداتوري ميرحسين موسوي به كجا ختم خواهد شد ؟ 2- نگران كننده تر از آن ، هجمه ي شبانه روزي افراطيون اصولگرا و ابزارهاي رسانه اي طيف دولت امروزي است كه ضمن رعايت اصل « عادت به تخريب اخلاقي و اعتقادي مخالفان خود » ، تازگيها سعي دارند از شكل و شمايل و چهره و رفتار و شعارهاي هواداران و مدعيان حمايت از موسوي ، « حربه ي تهمتي » بسازند جهت بد نام نمودن موسوي و تهديد « تفكر اصلاحات » در تمام شؤون . ... ناگفته پيداست كه در طيف جوان و دانشجويان پرهياهوي تجمع كننده در برنامه ها و مراسم ستادهاي موسوي ، بهانه هاي تخريب بيش از حد معمول است ؛ كه هر چند از نگاه دوربين ها و ناظران داخلي ستادها مخفي مي ماند ، بايد پذيرفت كه از چشم نامحرمان و كنترل چيان طيفهاي رقيب و برخي نهادهاي نظارتي و اجرايي پنهان نمي ماند . 3- آخرين مورد ، كه نمي شود و نبايد از آن غفلت نمود ؛ حتي به نظر مي رسد بايد خود موسوي و سياستگذاران و مشاوران و مسؤولان ستادهاي مركزي و استانها به آن بيشتر توجه كنند ، ديدگاهها و نكته نظراتي است كه گهگاه در « تريبونها » و « نشريات خودي » انتشار عام مي يابد و ابهامات و فرصتهايي براي تخريب و تهديد به وجود مي آورد . براي نمونه ، توجه همگان را به چند عبارت از سرمقاله ي منتشره در شماره 887 نشريه ي « انديشه نو » ، مورخه ي دوشنبه 21 ارديبهشت ماه جاري ، جلب مي كنم : نويسنده ي سر مقاله ، سيد هاشم هدايتي ، { ؟! } ؛ در مطلبي با عنوان « انتخابات و اقوام ايراني » ، ضمن ارائه ي گزارشي از جريانات اصلاحي و برشمردن اصولي معطل مانده از قانون اساسي كشور ، اقدام به تجزيه و تحليل « مسأله ي اقوام و مذاهب » مي كند . اين نويسنده ، در تحليلهاي فوق العاده ضعيف و نظرات افراطي و ناشيانه ي ( و شايد هم هدفمند ! ) ، زير سؤال بردن انتخابات 1376 ، تضعيف سيد محمد خاتمي ، ناديده گرفتن فعالان مدني و اصلاح طلبان اصلي ، قهرمان سازي از دكتر معين ، تبليغ قومي و اصرار بر برتريت نژادي ( خصوصاً جوسازي براي برتريت اهل سنت ) ، تأكيد بر كلمه ي مجعول و تفرقه ساز « آذري » ، شبهه افكني در زبان و مليت ميرحسين موسوي ، حمايت از گروههاي معاند خارج نشين و ... ، را محور اصلي نگارش خود قرار داده و سرانجام به ميرحسين موسوي ( رئيس جمهور آينده ) ديكته مي كند كه به « جامعه ي اهل سنت » قول بدهد كه از حقوق شهروندي شان به عنوان يك ايراني ، دفاع خواهد كرد ! لطفاً به برخي از جملات و عبارات آن سرمقاله ، توجه نماييد : - اگر ميرحسين ، سال 1376 وارد صحنه ي رقابت مي شد ، قطعاً سيد محمد خاتمي رئيس جمهور نمي شد !!؟ - در سال 1384 ، باز اگر موسوي به صحنه مي آمد ، دكتر معين و احتمالاً مهدي كروبي نامزد نمي شدند ، ... ؛ و چه بسا احمدي نژاد هم رئيس جمهور نمي شد . - موسوي ، يك آذري زبان و از نژاد اصيل ماد و آريايي است !!؟ - مهندس موسوي مي تواند آراي بخش مهمي از كردها ، عرب ها ، بلوچ ها ، تركمن ها ، تالشي ها ، آذري ها و اهل سنت ايران را بدست آورد . - پس از گذشت سي سال از تصويب قانون اساسي كشور تاكنون فقط يك نامزد رياست جمهوري ( دكتر معين ) جرأت كرده است در مورد اجراي اصل 15 ، سخن براند !!؟ - موسوي بايد اهل سنت تهران را مطمئن سازد كه براي انجام نمازهاي جمعه و اعيادشان لازم نيست به سفارتخانه هاي اجنبي پناهنده شده و يا مانند قاچاقچي ها مخفيانه در منازل محقر برگزار كنند ! و به مسلمانان اهل سنت سيستان و خراسان اطمينان دهد ... !؟ - چرا در سي سال گذشته حتي يك نفر از جمعيت 10 تا 15 درصدي اهل سنت ايران نتوانسته اند با نامزدهاي سفارت ، وزارت و استانداري رقابت كنند ؟! - زمينه ي رأي آوري مهندس موسوي در ميان اقوام و جامعه ي اهل سنت ايران بيشتر از ديگران است . به شرطي كه به آنان قول بدهد از حقوق شهروندي شان به عنوان يك ايراني دفاع خواهد كرد . كردها و عرب ها و بلوچ ها و ... هيچ انتظاري ندارند جز اينكه به رسميت شناخته شوند .
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||
|
|
|
|
|
تبعيض در جريمه نويسي !
به دنبال انتشار مطلبي راجع به برخوردهاي سليقه اي برخي از مأموران راهنمايي و رانندگي اورميه ، با عنوان « جريمه ، لگد يا اعمال قانون !؟ » ، در همين وبلاگ ؛ از سوي شهروندي منضبط و قانونمند ، موضوعي مطرح شد كه بي مناسبت نديدم در اين پست بگنجانم . برگه جريمه ي حاضر ، در حالي ثبت و صادر گرديده كه خودرويي ديگر نيز در محل صدور جريمه پارك نموده بوده ؛ ولي بنا به احوالپرسي مأمور حاضر در محل با راننده ي آن ، شامل وي نگرديده . جالب آنجاست وقتي اين شهروند وظيفه شناس به برخورد دوگانه ي « مأمور قانون » در مواجهه با تخلف مشابه معترض مي شود و از او علت رفتارش را مي پرسد ، مأمور مزبور عملكرد متناقض خود را چنين توجيه مي كند كه : « اين راننده جانباز است و خودم برايش جريمه ننوشتم ؛ و ... .»
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده ! |
||
|
|
|
|
|
تابلوي شهردار و نقالي مردم !
مدتي هست كه بنرهايي از اين دست در نقاط چشمگير شهر اورميه نصب گرديده . لابد قرار است مردم و افكار عمومي از اين تابلوها پيام بگيرند ؛ منتهي اوضاع بي ريخت شهر ، چاله هاي دهان گشاد ، ترافيك سرسام آور ، يكطرفه شدن اكثر مسيرهاي پرتردد ، سنگ چيني هاي معابر و مسدود نمودن بريدگي هاي حياتي ، عدم شست و شوي خيابانها ، بي توجهي به فرهنگ شهروندي و شهروند فرهنگي ؛ و دهها مورد معضل ديگر در حوزه ي « خدمات شهري » ، مانع از آن مي شود كه مردم و شهروندان تطابقي بين اينگونه پيامها با سطح و ميزان خدمات شهري احساس بكنند . اين موضوع را نقل و قولها و گفتمانهاي درون خودرويي مسافران تاكسي ها و اتوبوسهاي واحد و بحثهاي محفلي و اداري و حتي خانوادگي شهروندان اورميه اي به راحتي تأييد مي كند . به نظر مي رسد قبل از اينكه منتي متوجه كسي بشود و يا اين شبهه در اذهان ايجاد گردد كه در مديريت شهرداري نيز تبليغات و سياسي كاري « بله » ، بهتر است خدماتي در شأن جامعه و آحاد مختلف مردم ارائه دهيم و خود را با چنين شاه بيت هاي سياسي و فصلي دلخوش نكنيم .
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده ! |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
جريمه ، لگد يا اعمال قانون !؟
خروجي فضاي مقابل مسجد اعظم اورميه بطرف خيابان بعثت و همينطور زير گذر عطايي ، هيچگونه تابلوي راهنما و بازدارنده ندارد . لذا گردش به چپ و راست در اين محدوده ، به نظر قانوني و آزاد مي آيد . البته اين كاريست كه هر روز چندين بار اتفاق مي افتد و كسي را با آن كار نيست . اما ، عصر امروز ( دوشنبه – 21 / 2 / 88 ) ، در همين محل پرايد سفيدي قصد گردش به راست و عبور از زير گذر را داشت . در همين حين هجوم تعجب برانگيز و البته غير منطقي دو مأمور راهنمايي و رانندگي مستقر در آنجا بسوي اين پرايد ، همه ي چشمها را متوجه خود ساخت و تجمع و راهبنداني را سبب شد . مأموران كه به نظر مي رسد كار خطير جريمه نويسي بر عهده دارند و گاهي راهنمايي وسائط نقليه نيز مي تواند باشد ، از دو طرف پرايد حمله ور شده و با مشت و لگد بر شيشه و بدنه ي اتومبيل ، آن را در وسط شيب زير گذر متوقف ساخته و مدعيانه و آمرانه راننده را وادار به پايين آمدن كرده و قيل و قال هايي در بين حاضران و مردم ايجاد نمودند . دخالت مردم و خواهش و تمنا و ... باعث شد راننده كوتاه بيايد و به راه خود ادامه بدهد ؛ هر چند آن مأمور بي سيم به دست جلوي ماشين را گرفته بود و تهديد به پياده شدن راننده مي كرد . در همين حال كه راه ورودي تمامي ماشينهاي مستقر در امتداد خيابان بعثت كاملاً بسته شده بود ، يك لباس شخصي وارد ماجرا شد و راننده را بيرون كشيد تا با خود ببرد ! جريان كه خيلي كش و قوس پيدا كرد ، ازدحام مردم باعث شد راننده برگردد و سوار ماشين بشود و از صحنه خارج گردد . بعداً از سوي يكي از مأموران راهنمايي تأييد شد كه آن لباس شخصي « مأمور حفاظت نيروي انتظامي » بوده و ... ! ... هر چند رفتارهاي مشابهي از اين دست ، در تمامي اوقات روز در سطح شهرستان اورميه ، از جانب مأموران قانون ( پرسنل راهنمايي و رانندگي ) مشاهده مي شود ؛ ليكن نه فقط براي اين مورد خاص ، بلكه در ساير موارد نيز ، مردم و افكار عمومي منتظر دخالت قانون و نظارتهاي پيگير مديريت ارشد نيروي انتظامي استان هستند تا معلوم شود كه رفتارهاي پرخاشگرانه و فراقانوني پرسنل راهنمايي و رانندگي ، در برخورد با شهروندان اورميه و ديگر رانندگان ، تابع كدام اصل و فصل قانون است و اصولاً جايي كه قانون هست ، چرا مشت و لگد بر ماشين مردم كوبيده مي شود و همينطور چرا برخوردها نوعي خصومت شخصي و يا گونه اي عقده خالي كردن و ... تلقي مي شود ؟!
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||
|
|
|
|
|
آقايان حضرتي و شهسوار ( واقع در محل ستاد ارتباطات ميرحسين موسوي ) ، مواردي راجع به مطلب قبلي « آذر منصوري در اورميه » مطرح نموده و نقد و ايرادهايي بر محتوا وارد دانستند . هر چند نيت فقط خبررساني است و سعي من هميشه اين بوده كه از منظر رسانه اي به قضايا بپردازم ؛ ليكن ضمن تأكيد بر اصليت و صحت مسائل نگارش يافته توسط خودم ، بنا به توضيح ايشان ، دو اشكال و مورد جزئي را تغيير داده و متن را تكميل نمودم . ... به اينكه چرا فعالان اين عرصه ، كه هدف و مقصدي مشترك دارند ؛ هر كدام حرف خود را مي زنند و يا يكي آن ديگري را به كم كاري و عدم همكاري متهم مي كند ، كار ندارم . به عنوان كسي كه در جريان اكثر نشستهاي متشكله در محل ستاد موسوي بوده ام ، فكر مي كنم تا حالا كارها اميدبخش و موفقيت آميز بوده است . از يك نكته نيز نبايد غافل شد كه « عجله در برنامه ريزي » ، « اختلاف سليقه » ، « افراط و تفريط در قضاوت » و « نبود انگيزه براي تعامل » ، ناشي از نبود مديريت واحد و مبين ضعف ساختاري – تشكيلاتي است .
|
||
|
|
|
|
|
آذر منصوري ، در اورميه
آذر منصوري ، از دفتر سياسي حزب مشاركت ايران ، امروز ميهمان استان آذربايجان غربي بود . خبر و فراخوان ( ! ) اين حضور را در سايت هم آوا نيوز ( پايگاه خبري ستاد ميرحسين موسوي در استان ) خوانده بودم . سر ساعت 7 عصر امروز جمعه ( 18/2/88 ) ، در معيت دوستي ، مقابل ستاد ارتباطات موسوي در اورميه بوديم . سالن جلسات ، خالي خالي بود ؛ منهاي پنج شش نفري كه بودند . تصميم گرفتند در اتاقي از اتاقهاي بالا ( كميته ي روستايي ) جمع شوند تا برنامه ي ديدار و سخنراني و پرسش و پاسخ پي گرفته شود . 1 + 18 نفر كل حاضران بودند . البته بعداً در گزارش اجمالي مسؤول ستاد 88 ( شهسوار ) و نيز نقل و قول و تأييد چند نفر ديگر معلوم شد كه به دلايلي ، امكان اطلاع رساني نبوده و اينكه آذر منصوري در شهرهاي ديگر استان نيز برنامه داشته است ؛ كه آخريش نشست خود اورميه بوده . ... با يك ساعت تأخير ، نشست رأس ساعت 8 كليد خورد و تا ساعت 23/9 شب ادامه داشت . آنچه قابل استناد و انعكاس خبري باشد ، وجود ندارد ؛ الا چندين نكته : - ستاد ميرحسين موسوي در استان ، بهيچوجه با ستاد 88 « تعامل » نداشته و ندارد . نبود امكانات مالي و تداركات ، عدم اطلاع رساني دقيق و مؤثر ، عدم استقبال فعالان خود ستاد از اين نشست ، كمي حاضران و ... از جمله دلايل است . - مقرر شد ميرحسين موسوي در سفرهاي ايام تبليغات رسمي خود به اين استان و استانها و ديگر مناطق ترك نشين ، بخشي از برنامه ها و صحبتهاي خود را به زبان مردم همان منطقه ( زبان تركي ) بيان كند . - اظهار گرديد كه براي نشستهاي بوكان و مهاباد ، مجوز داده نشده است . اين مورد بعداً هم از سوي منصوري و هم برخي ديگر ( از جمله ميرزايي دبير حزب مشاركت در اورميه ) مورد انتقاد قرار گرفت و اينطور بيان شد كه نشستهاي محفلي در فضاهاي بسته نياز به مجوز ندارد . نگارنده نيز در فرصت خود ، البته از بعد رسانه اي و كسب اطلاع در باب مسائل مبتلا به فضاهاي تبليغاتي و انتخاباتي منطقه ، مواردي مطرح نمود ؛ از جمله : - آيا وجود چند چهره ي برخاسته از متن « اصلاحات » ، مثل « كروبي » و « اعلمي » ؛ براي « موسوي » و همينطور براي « اصولگرايان » ، تهديد است يا فرصت ؟ - موسوي بايد از دو موضوع مطرح در اولين نشست مطبوعاتيش ، رفع ابهام كند و در ديدارها و سخنرانيهاي آينده به اين دو مهم بپردازد ، تا شفاف سازي شود . اينكه گفتند : « به مشاورت با خاتمي و رفسنجاني افتخار مي كنم » ؛ و « گشت هاي ارشاد را جمع مي كنم » . - و اين سؤال در بين آحاد مردم ، مخصوصاً فعالان صنفي و طيف بزرگسال مطرح است كه : چه رابطه ايست بين استعفا نامه ي ميرحسين موسوي در سال 67 ، با حضورش در عرصه ي انتخابات ؛ آنهم پس از بيست و اندي سال تعلل و دوري از عرصه ي سياسي كشور ؟!
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||
|
|
|
|
|
حجاب در فرودگاه و تأخير پرواز !
تأخير پروازهاي داخلي ، در اكثر شهرها و مركز استانها ، بحث داغيست كه بيشتر در حد و حدود محافل و گفتمانهاي خانوادگي باقي مي ماند و كمتر ديده و شنيده شده كه قابليت و حساسيت رسانه اي بيابد و راهكاري ارائه گردد . موضوعي كه باعث نگارش حاضر شد ، از موضوع « تأخير » فراتر بود . به همين دليل صرفاً جهت اشاره اي مختصر به آن ، راضي به فتح باب در تأخير پروازهاي داخلي شركت فرودگاههاي كشور شدم . در همين حين كه مي دانستم پرواز ساعت 45/12 ايران اير اورميه به مقصد تهران با چهار ساعت ( !؟ ) تأخير انجام خواهدشد ؛ از مسافري شنيدم كه در بخش بازرسي خواهران ( ! ) ، به « تنگي شلوار » و « كوتاهي مانتو » وي ايراد گرفته اند !!
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||
|
|
|
|
|
مدارس ، در اختيار نظاميان !
اگر تا پريروز نفوذ سياست روز و افكار سياسي در بافت كاملاً علمي و آموزشي مدارس و مراكز تعليم و تربيت يك نگراني تلقي مي شد ؛ اگر تا همين ديروز نظامي گري و ترويج و تقويت روحيه ي تجسس و حس پليسي در آموزشگاههاي تحت پوشش وزارت آموزش و پرورش ، نگراني مضاعفي ايجاد مي نمود و مي رفت كه اهداف بلند مدت تعليم و تربيت را تحت الشعاع خود قرار دهد ؛ امروز ( و درست در ايام مسمي به روز و هفته ي معلم 1388 ) ، اتفاقي ديگر ، با استراتژي جديدتر و قابل تأمل تر مي افتد كه خالي از نگراني نيست . بر طبق آنچه كه از آن بعنوان « راه اندازي گردانهاي ولايت در مدارس » نام برده شده است ، در مدارس اورميه ( مقاطع راهنمايي و متوسطه ) نيروهايي جوان با لباس بسيجي ، تنها و تنها با يك هماهنگي جزئي با مدير واحد آموزشي ، در ساعات آموزشي ( !؟) داخل كلاسهاي درس شده ، در حضور و يا بي حضور دبيران ، اقدام به طرح موضوع كرده و از دانش آموزان ثبت نام به عمل مي آورند . هر چند اين مورد در حوزه ي مديريتي سازمان آموزش و پرورش استان آذربايجان غربي و از جمله در مدارس شهرستان اورميه ملاحظه گرديده ، مطمئناً مي تواند بعنوان يك طرح گسترده در ساير مناطق و استانها نيز پيگيري و اجرا شود . در بخشي از نامه ي هماهنگي اين عمليات بظاهر فرهنگي ، از مديريت ادارات آموزش و پرورش خواسته شده تا زمينه و شرايط لازم را براي حضور مستقيم نيروهاي نظامي در متن نظام تعليم و تربيت ( در جايگاه معلم و پاي تخته ي كلاس ) آماده كنند و ضمناً موارد زير را نيز رعايت نمايند : - نسبت به فضاسازي و توجيه دانش آموزان اقدام لازم صورت پذيرد . - با نماينده ي گردان برادر ... همكاري لازم انجام پذيرد . - نسبت به ثبت نام دانش آموزان شيعه مستعد جهت عضويت در گردان اقدام شود . - ثبت نام از بين دانش آموزان بسيجي و غيربسيجي انجام گيرد . * فرماندهان و مديراني كه در اين راستا همكاري و تعامل بيشتري داشته باشند ، از طريق فرماندهي سپاه شهداي استان مورد تقدير قرار خواهند گرفت .
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||
|
|
|
|
|
اعلمي : « هنوز كسي ، رسانه اي ، حتي كانديداهاي اين طرفي ، صدا و سيما ، از كانديداتوري من حرفي نزده اند .»
{ هر چند دعوت و هماهنگيها براي ساعت 6 عصر امروز يكشنبه 13 / 2 / 1388 بود ، ليكن ازدحام و حضور حداكثري جمعيت داخل مسجد ابوالفضل ( س ) واقع در خيابان ابوذر اورميه ، نشان از آن داشت كه ساعتها قبل ، فعالان آذربايجاني و مشتاقان و علاقه مندان خطابه ها و سخنرانيهاي مهيج و افشاگرانه ي اين مبارز نستوه و فرزند حقيقي آذربايجان ، به پيشواز او و شنيدن سخنان تبليغاتي و انتخاباتي اش آمده بودند . } اجازه بدهيد اين متن را از حالت خبري دربياورم و به دليل اهميت مسائل مطرح توسط دكتر اكبر اعلمي ، عبارات و نكات معتبر و قابل تأمل را خدمتتان ارائه دهم : - آياتي از قرآن قرائت مي كنم تا معلوم شود كه من نيز مسلمان . جهت اطلاع كسانيكه در انتخابات مجلس هشتم به من تهمت « عدم التزام عملي به اسلام و قانون اساسي » روا داشتند . - اگر خدايگان روي زمين اجازه بدهند ، كانديدا خواهم شد . - بارها اين را گفته ام كه كلكسيون دويست نفري حاكميت ، تمام هفتاد ميليون را به گروگان گرفته اند . - اگر همه ي تصميم گيران حاكم امروزي را داخل يك اتوبوس جمع كنند ، نصف اتوبوس خالي مي ماند . همين جمع قليل امروز تصميم گيرنده اند . - ولايت مطلقه ي فقيه ، در قانون اساسي تعريف شده ؛ ولايت مطلقه كه خدا نيست . - مهمترين مشخصه ي نظام ، طبق قانون اساسي ، نفي هرگونه شرك و بت پرستي است . - به غير از خدا ، هيچكس صلاحيت ندارد در خصوص خصوصيات و اعتقادات ديني و انساني يك فرد اظهار نظر بكند . - اگر به هويت ، فرهنگ و زبان ملتي توهين بشود ، آن ملت براي احقاق حق خود به خيابان نريزد ، ملت نيست ؛ هويت ندارد و ... . - نظامي كه با 2/98 درصد آراي مردم انتخاب شد و به پيروزي رسيد ؛ بهترين نظام بود . ولي از مسير خارجش كردند . قانون اساسي اش را به تعطيلي كشاندند تا جاييكه اگر امروز بعد از سي سال همين نظام و قانون به رأي مردم گذاشته شود ، نتيجه و درصد قبلي را نخواهد داشت . - خيلي ها از انقلاب خبر نداشتند ، بعد وارد شدند و خوب هم جا افتادند . هاشمي رفسنجاني يك بساز بفروش بود . - احمدي نژاد ، به لطف و بركت انقلاب آمد رئيس جمهور شد ؛ مملكت را سي سال به عقب برد . - شبكه ي بي بي سي ، در آستانه ي انتخابات و براي خدمت به همين آقايان فعال شد . - هنوز كسي ، رسانه اي ، حتي كانديداهاي اين طرفي ، صدا و سيما ، از كانديداتوري من حرفي نزده اند . روزگاري كه در مجلس بودم و از آذربايجان و زبان و ادبيات ترك حمايت مي كردم ، همه اسم « اعلمي » را تيتر درشت مي كردند . - در بحث درخواست تغيير از اوباما و آمريكا ، آقايان بايد تغيير را از خودشان شروع كنند . تغيير را كسي مي تواند ايجاد كند كه خود تغيير كند و به تغيير اعتقاد داشته باشد . دو حاشيه : - هر چند مسجد خانه ي خدا و جاي امني است براي همه ، از زبان اعلمي شنيده شد كه به او اطلاع داده اند از « هيئت نظارت شوراي نگهبان » آمده اند و متولي مسجد را تحت فشار گذاشته اند كه چرا اعلمي را دعوت نموده و در مسجد را باز كرده و ... !!؟ - با آنكه حضور چهره هاي نئو مذهبي در ميان جمعيت و گروههاي مسمي به فشار و ... به وفور مشاهده مي شد ، با اين وصف ، سخنراني در آرامترين شكل ممكن ادامه داشت ؛ تا اينكه ساعت 17/7 برق قطع گرديد (!؟) و بنا به اصرار و درخواست حاضران ، ادامه ي سخنراني بدون ميكروفون پي گرفته شد تا آخرين فرصت ممكن كه فضاي مسجد رو به تاريكي مي رفت ، مراسم با شعرخواني و شعارهاي حمايتي حاميان اعلمي پايان يافت .
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
( عكس از : رسول جعفري )
|
||
|
|
|
|
|
صدا و سيما ، سياسي تر از هر زمان !
در اينكه صدا و سيما يك فرصت رسانه اي و اطلاع رساني است و بايد با بيطرفي تمام مأموريت خطير خود را انجام دهد ، تا فرصتها به تهديد تبديل و تفسير نشود ؛ حرفي نيست . منتهي امروز كه از اين رسانه صحبت مي شود ، مي بينيم كه بر عكس اين قضيه حاكم است و در بخشهاي مختلف خبري و گفتمانهاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي ، چيزي غير از اين اتفاق مي افتد . از آنجايي هم كه نظارت و پيگيري دقيق و قاطعي بر اين حوزه نيست ، اين فرصت ها در گذر روزها و ماههاي هر سال ، بطرق گوناگون مايه ي تهديد شده و عملكرد راديو و بويژه تلويزيون را قوياً و شديداً جناحي نشان مي دهد . ناگفته پيداست كه جناح گرايي افراطي اين به اصطلاح « رسانه ي ملي » ، در ايام متصل به انتخابات و فعاليتهاي تبليغاتي و رقابتي طيفهاي مختلف سياسي و اجتماعي ، شديدتر شده و در قالب جريان سازي نمود پيدا مي كند . چيزي كه جاي بحث دارد و قابل پيگيري و به تعبيري لازمه ي تحقيق و تفحص از اين بخش بزرگ و پرمخاطب ملي و و گاهي منطقه ايست ، « جناحي » عمل كردن و جانبداري از قدرت خاص مي باشد كه تخريب و تقبيح جناح مقابل و طيفهاي ديگرانديش را در پي دارد . ... در روزهاي آتي باز همچون سالهاي گذشته ، جبهه گيري كه نه ، جريان سازي و اقدامات تخريبي بر عليه طيف اصلاح طلب و كانديداهاي مطرح اين حوزه ، مخصوصاً مهندس ميرحسين موسوي ، را از اين رسانه شاهد خواهيم بود . اينها در حاليست كه اين رسانه ، كاملاً از بودجه ي دولت و بيت المال تغذيه مي كند . انتظار آن است كه وفق سياستگذاري كلان كشوري و راهبردهاي رسانه اي و فرهنگي ، با قضايا و مسائل مطرح در سطح كشور ، حتي در مواجهه با موضوع تبليغات و انتخابات ، عمل كند ؛ تا شايد بخشي از مفاد اصل يكصد و هفتاد و پنجم قانون اساسي كشور مد نظر قرار گرفت . آنجا كه تصريح گرديده : « در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، آزادي بيان و نشر افكار با رعايت موازين اسلامي و مصالح كشور بايد تأمين گردد . »
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||
|
|
|
|
|
ميرحسين موسوي ، در حمايت وبلاگنويسان اورميه اي
با هدف تبيين و تشريح راههاي حمايت از جريان « اصلاحات » و پشتيباني رسانه اي و اينترنتي از كانديداتوري مهندس ميرحسين موسوي ( يكي از كانديداهاي مطرح و محبوب اصلاح طلب انتخابات رياست جمهوري دهم ) ، دومين نشست وبلاگنويسان اورميه اي ، عصر امروز پنجشنبه – سوم ارديبهشت 1388، در محل ستاد ارتباطات مردمي ميرحسين موسوي ، برگزار گرديد . اين جلسه كه در ادامه ي نشست اوّل صورت مي گيرد ، با نيت هماهنگي بيشتر و مديريت فكري و كاري فعالان رسانه اي و اينترنتي منطقه است و اصلي ترين هدف آن كاناليزه نمودن فعاليتهاي اين ساحه مي باشد كه در قالبهاي خبر ، مقاله ، تحليل ، گزارش ، ادبيات و ... در فضاي وب منتشر مي شود . فعالان اين عرصه ، ضمن تأكيد بر استقلال حرفه اي و پايبندي به رسالت رسانه اي خويش ، به جهت نياز روز و حساسيت موضوع انتخابات رياست جمهوري دهم و لزوم حمايت قاطع از نامزدي ميرحسين موسوي ، مدعي اين موضوع هستند تا همگام با ديگر حاميان آقاي موسوي ، افكار عمومي و مخاطبان خود را مجاب كنند كه فعالان رسانه اي آذربايجان غربي نيز ، بنا بر آنچه تكليف شرعي و وظيفه ي شهروندي ناميده مي شود ، در حد وسع و توان خود ، اخبار مربوط به رخدادهاي اجتماعي و سياسي را پوشش خواهند داد تا بدين طريق براي بيان مطالبات منطقه اي و نشان دادن ظرفيتها و معرفي پتانسيلهاي متعدد استان ، گامهاي مؤثري برداشته باشند . * اهم موارد و نكات برجسته اي كه از اين نشست عايد شد ، به قرار زير است : - تصميم گرفته شد بيانيه اي قوي و منسجم و همه جانبه ، با موضوع « حمايت وبلاگنويسان استان آذربايجان غربي از كانديداتوري مهندس ميرحسين موسوي » تهيه ، تنظيم و منتشر شود . - ميرحسين موسوي ، به دليل ويژگي خاص شخصيتي و وسعت ديدي كه دارند ، نبايد در يك مجموعه ي خاص يا قوميت تعريف و خلاصه شود . - پيوسته بر اين شعار محوري تأكيد شود كه « ميرحسين موسوي ، رئيس جمهوري از آذربايجان ، براي سراسر ايران است » . - در بيانيه و نيز در عملكرد رسانه اي و وبلاگنويسي ، صرفاً تعريف و حمايت مطرح نباشد ؛ بلكه به تجزيه و تحليل مسائل روز ، عملكرد دولت نهم ، نيازهاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي كشور نيز پرداخته شود . - مقرر است طي روزهاي آتي بخش سمعي بصري و اينترنتي ستاد راه اندازي و فعال شود تا وبلاگنويسان از امكانات موجود دفتر بهره مند شوند . - مقرر شد تا حد امكان بيانيه ، و در شكل عمومي آن ، بخاطر نياز منطقه اي و ارزش قائل شدن به مخاطبان مختلف ، اخبار همايش ها و گزارش و تحليل اتفاقات روز و مسائل تبليغاتي و انتخاباتي استان و خود اورميه ، به سه زبان « تركي » ، « فارسي » و « كردي » و حتي زبان ديگر اقليتهاي موجود در استان ، تنظيم و منتشر شود . - تقسيم كار و تعيين نيرو شد جهت رصد و تدوين اخبار مربوط به انتخابات منتشر در نشريات محلي و سايتها و وبلاگهاي استان ، تا بصورت بولتن از سوي ستاد در اختيار عموم قرار بگيرد . - همه ي حاضران بر اين نكته معتقد و مصر بودند كه در هر شرايطي ، اخلاق حرفه اي و تعهد رسانه اي ، بايد در تمامي زمينه هاي كاري و تجزيه و تحليلهاي ارتباطي و رقابتي و سياسي رعايت گردد . - ... برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||