|
|
|
|
|
« مذاكره با آمريكا » ، يك ضرورت است !
اين سخن را مهندس عبدالعلي زاده ، در مراسم افتتاحيه ي دفتر ارتباطات ميرحسين موسوي در اورميه ، نقل كرد . وي همچنين حضور دو چهره ي شاخص و اصلاح طلب در عرصه ي تبليغات و انتخابات رياست جمهوري دهم را امتيازي بر پروژه ي اصلاحات و نيروهاي اصلاح طلب قلمداد نمود و ابراز اميدواري كرد كه حضور و فعاليت هر كدام از اينها نافي حضور و فعاليت ديگري نباشد . عبدالعلي زاده همچنين با خطاب قرار دادن بخشي از حاكميت امروزي ، و بر شمردن وجوه و امتيازات بيشمار نقد و نقادي در جامعه ي ايراني ، بر اين موضوع تأكيد نمود كه نقد قدرت حاكم ، بهيجوجه تخريب دولت نيست و نبايد به منتقدين اين حوزه انگ سياسي و مخالف زد و يا آنها را به آمريكا منتسب دانست و متهم كرد . به دليل اهميت مطالب ارائه شده توسط ميهمان اين همايش ، به گلچين چند عبارت از زبان وي بسنده مي كنم : - در شرايط فعلي كه آمريكا دكترين گفت و گو و تفاهم را ايده ي جهاني و بين المللي خود قرار داده است ، ايران نبايد وقت كشي و تعلل كند . اينك مذاكره با آمريكا يك ضرورت است و اين مي تواند يكي از راهبردهاي انتخابات پيش رو باشد . - وقتي در دولتي 12 وزير عوض مي شود ؛ روشن مي كند كه يا انتخاب كننده كار بلد نيست و يا مدير ، مديريت نمي داند ! - مي گويند مي خواهيم براي « استانبول » خواهرخواندگي انتخاب كنيم ، به جاي « تبريز » ، مي گويند « اصفهان » ! - همين جواني كه امروز مي گويند « موسوي » را نمي شناسد ، مي آيد پاي صندوق و با « نه » گفتن به قدرت حاكمه ، ثابت مي كند كه موسوي را مي شناسد و به « تغيير » معتقد است . - براي تمامي اقوام ، از ترك گرفته تا كرد و لر و فارس و بلوچ و گيلكي و ... ، ارزش و اعتبار خاصي قائليم و براي تقويت بنيه هاي فرهنگي و هنري زبان و ادبيات آذربايجان برنامه هايي در نظر است .
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده ! |
||
|
|
|
|
|
از قسم حضرت عباس تا دم خروس !
ايران ، به دلايل متعدد و از جمله قرار گرفتن در منطقه ي استراتژيك خاورميانه ، از جهات چهارگانه ي مرزي و جغرافيايي ، پيوسته آبستن تحولات و بحرانهاي داخلي و تهديدات خارجي بوده است . اين امر در مرزهاي آبي و خاكي جنوب و شمال ، از حساسيت ويژه اي برخوردار بوده و در دوره هاي مختلف ، شاهد مسائل حادي شده است . هر چند جنگ هشت ساله ي ايران و عراق ، به « دفاع مقدس » تعبير و تفسير گرديد ؛ هر چند پس از پذيرش قطعنامه و برقراري آتش بس بين دو كشور ، هم منطقه و هم خود ايران در صلح نسبتاً پايداري زيسته است ، ليكن همزمان با بروز حوادثي از نوع تهديدات خارجي و از جمله مانور نيروها و ادوات نظامي بيگانگان در منطقه ( خصوصاً حوزه ي خليج فارس ) ، و يا در امتداد كنتاكتهاي سياسي و تيرگي روابط با كشوري خاص مثل « آمريكا » ، سياست دفاعي كشور ايجاب نموده كه كشور و در رأس همه ، نيروهاي مسلح ، در حالت آماده باش درآيند و تمام توان خود را براي مديريت بحران ، دفع تهديدات و مقابله با حملات احتمالي دشمنان به كار بگيرند . در اينكه ، در چندين سال اخير ، بي توجه به وجود مشكلي خاص از نوع تهديد رسمي و مستقيم توسط بيگانگان ، « نيرويي خاص » در چندين مرحله و از جمله جديداً و آن هم در آستانه ي انتخابات رياست جمهوري دهم – كه كشور بيش از هر زمان ديگر به امنيت و آرامش احتياج دارد – دم از « جنگ » و حمله و ... به كشوري و دشمني و ... مي زند ؛ خود جاي درنگ و سؤال دارد . به نظر مي رسد ، اينكه ايران در تمامي زمانها و از جمله در سالهاي بعد از جنگ تحميلي ، بر ايجاد صلح و امنيت در منطقه پاي فشرده و با پيام آوران صلح و شادي براي جهان و ملتها و جامعه ي بشري هم آواز و هم رأي شده ؛ با چنين استراتژيهاي عجولانه و خشونت نظامي و قدرت نماييهاي هدفمند همخواني ندارد !
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||
|
|
|
|
|
ميرحسين موسوي ؛ اصلاح طلب اصول مدار !
هر چند تا تأييد و انتشار ليست نهايي نامزدهاي انتخاباتي رياست جمهوري دهم ، خيلي اتفاقات ممكن است بيفتد و مي افتد ؛ هر چند اين تنها اولين و فقط يك نمونه از تحركات ممتاز انتخاباتي يك كانديداست ؛ ليكن بايد پذيرفت كه نخستين نشست مطبوعاتي ميرحسين موسوي ( كانديداي دهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري ) ، آغاز جدي و فراگير مبارزات تبليغاتي و انتخاباتي پيش رو را كليد زد . هر چند مطمئناً از همين امروز و فردا و فرداهاي ديگر بايد منتظر بازتابهاي گوناگون مجموعه سخنان قابل تأمل و اعلام مواضع شديد موسوي در خصوص مسائل داخلي و خارجي بود ، در عين حال از يك چيز نيز نبايد غافل شد كه خيلي از نكته نظرات وي ، بر مذاق رقباي انتخاباتي ، خصوصاً طيف اقتدارگرا و تماميت خواه و نيروها و نهادهاي سياسي و نظامي و حكومتي ، چندان خوشايند و دلچسب نخواهدبود ؛ فلذا واكنشهاي شديدي – البته با انگيزه ي تخريب – در پي خواهد داشت . چيزي كه ارزش و اعتبار آن تا آخرين ساعات تبليغات متصل به روز انتخاب و حتي ماهها و سالها بعد از آن در اذهان و نزد افكار عمومي حفظ خواهد شد ، تأكيدات خاص او در مورد « زير سؤال رفتن وجهه ي بين المللي كشور در سالهاي اخير » ، « رعايت حق و حقوق شهروندي » و « مديريت تورم و مبارزه با تبعيض و فساد اقتصادي و سياسي » و ... ، مي باشد كه همه ي اينها ناظر بر مواضع جدي وي در خصوص نجات كشور از نابساماني هاي موجود و نشانگر داشتن برنامه اي منسجم و هدفمند جهت احياي مجدد دولت قانونمدار و كنترل بحران در انديشه ي بلند اوست كه در سالهاي جنگ و خون شاهد آن مديريت موفق بوديم . البته نبايد از نظر دور داشت كه هم محتواي پاسخ چندي پيش موسوي به سيد محمد خاتمي ، و هم بخشهاي مهمي از گفتمان اين نشست مطبوعاتي ، گواه و مصداق آن مي تواند باشد كه با حضور و وجود چنين شخصيتي در رأس قوه ي مجريه ي كشور ، احتمال شكلگيري « دولت وحدت ملي » و يا « تعامل قواي سه گانه » و اركان اصلي نظام ، با نيت خارج سازي مملكت از بحرانهاي عديده ي داخلي و رسيدن به مرز شفافيت در ارتباطات بين المللي ، افزايش خواهد يافت .
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||
|
|
|
|
|
اصل 15 قانون اساسي و سالروز جمهوري اسلامي ؟
در سالروز شكل گيري نظام « جمهوري اسلامي » ، چه خوب است كه يادي از قانون اساسي بشود كه با « مراجعه به آراي عمومي و همه پرسي » در سال 1358 مصوب گرديد و بعد همزمان با گذشت ايام و وجود تغييرات محسوس و پنهاني در عرصه ي سياسي و اجتماعي كشور ، مدتي به فراموشي سپرده شد ؛ در خيلي از زمانها و فرصتها و تصميم گيريهاي اجرايي و قضايي و قانونگذاري كشور ناديده گرفته شد و نيمه و نصفه اجرا گرديد ؛ در دوره اي ديگر ( حدوداً بيست سال پيش = 1368) ، تغييرات قابل تأملي يافت . در چنين روزي ، بايد يادي شود از آن قانون در حاشيه مانده ؛ يادي شود از تمامي فصول و اصول آن ؛ مخصوصاً از اصول مصرح و مهمي كه معطل مانده ، تعطيل شده و يا – در موقعيتها و رخدادهاي مختلف روز - تعبير و تفسيرهاي گوناگون سياسي و اقتدارگرايانه و ... از آن شده است . در بين اصولي مثل 3 ، 4 ، 6 ، 9 ، 14 ، 15 ، 19 ، 20 ، 22 ، 23 ، 24 ، 25 ، 26 ، 27 ، 28 ، 30 ، 31 ، 32 ، 36 ، 37 ، 39 ، 55 ، 56 ، 59 ، 76 ، 86 ، 89 ، 107 ، 122 ، 123 ، 141 ، 142 ، 148 ، 150 ، 168 ، 175 و 177 ، كه بنا به محتوا و بيان ، از اهميت والايي برخوردارند ؛ خيلي از اصول شاخص معطل مانده و گاهي نيز مورد بي توجهي واقع شده است . از آن جمله است : اصل 15 { زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است . اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد ولي استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس ، در كنار زبان فارسي آزاد است . } ؛ ... در كنار اصول 20 ، 23 ، 24 ، 27 ، 30 ، 37 ، 39 ، 56 و 168 از حساسيت ويژه و جايگاه قانوني و حقوقي برتري برخوردارند كه اگر بنحو احسن بازبيني و اجرا شوند ، مي توانند مردم و كشور را از جهات مختلف فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و سياسي و ... ، تا ساليان سال ، در مقابل حوادث روزگار بيمه نمايند و نويد بخش معناي واقعي « جمهوريت » و « اسلاميت » باشند . اميد هست در كوتاه مدت ( مثل فرصتهاي تبليغاتي و انتخاباتي رياست جمهوري دهم ) و در بلند مدت ( مثل برگزاري يك همه پرسي به نيت بازنگري و اعمال تغييرات اساسي در قانون اساسي = مطابق تصريح اصل 177) ، در خصوص كليت قانون اساسي و نيز اصولي از اين دست اقدامات شايسته اي صورت بگيرد تا « قانون اساسي » تمام و كمال به مرحله ي اجرا دربيايد .
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||