|
|
|
|
|
در راستاي عملياتي نمودن ايده هاي نويني كه از دوره ي خاتمي رشد و نمو يافته ، چون « تمرين دموكراسي در مدرسه » در قالب انتخابات شوراهاي دانش آموزي ؛ { كه چندين سال فرماليته و صوري با آن برخورد كردند و دانش آموزان و احساسات و افكار آنها را به تمسخر گرفتند و شخصيتشان را شديداً تحقير نمودند } ؛ از امسال طرحي در آموزشگاهها ، خصوصاً در دوره ي بزرگسالان = متوسطه و پيش دانشگاهي ، به مرحله اجرا ( هر چند كاملاً ناقص و به سبك ناقض حقوق و قانون و عرف و ... ) گذاشته شده كه مي رود به مراحل تكويني و تشريحي خود نيز نزديك شود . طبق آنچه كه از سوي عوامل اداري ادعا شده و البته غلط است ، بخش عظيمي از اين مانور آموزشي و فرهنگي ( = شما بخوانيد « سياسي » ) ، جنبه ي استشاره و راي زني دارد ؛ ولي چون جو حاكم بر كشور و جامعه و حتي فضاهاي آموزشي ، جوي كاملاً مبهم و مه آلود و غبارگرفته ي منتهي به خفقان است ؛ ليكن نشستهاي صورت گرفته با عناصري كه يك طرفش عوامل اداري است كه بزرگترين افتخارشان « رفع تكليف » مي باشد ؛ و طرف ديگرش نمايندگاني از قشر دانش آموز ( منتخبين شوراهاي دانش آموزي ، مبصران كلاسها ، فعالان بسيجي و ... ) است ، كه گناهي جز « خامي و ناداني و بازي خوردن از دست بزرگان و ... » ندارند ؛ معجوني دردآور ساخته و مي سازد كه نتيجه و عايداتش در پنج تا ده سال آينده بعينه مشاهده خواهدشد كه چه افتضاحاتي به بار مي آورد . حال ، با توجه به اوضاع حاكم در فضاهاي آموزشي و نيت العمل عوامل اداري و نيروهاي ستادي مدارس ، بايد يادي از داستانهاي كهن و موضوع فراموش شده ي جنگ « موش و گربه » كرد و ذكر اين ضرب المثل معروف و كنايه اي كه « ديوار موش دارد / موش هم گوش دارد » . جالب آنجاست كه الآن دوران ظهور و اقتدار گربه ها كه نه ، بلكه شاه گربه هاست . تازه ، موشها هم ، آن موشهاي سابق و لاي ديواري نيستند ؛ موشهاي امروزي چنان چاق و چله شده و چنان پر رو گرديده اند كه نه خود لاي ديوار مي مانند و نه ديوار قدرت تحمل موشهايي از اين جنس را دارد . حالا شما تصور كنيد در گير و دار اين « آشتي كنان گربه ها و موشها » ؛ چه اتفاق تازه اي خواهد افتاد ؟ به نظر مي رسد اين پيوند نامبارك بين گربه ها و موشها ، روزهاي خوش « سگان » را ( آن هم نه هر سگي را ؛ بلكه صرفاً سگان شكاري را ؟! ) تهديد كرده ، با ضرر و زيان جدي مواجه خواهدساخت ! بايد در علت العلل آشتي ميان گربه ها و موشها ، تأمل كرد و براي برون رفت از اين معضل چاره اي ديگرگون انديشيد .
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||
|
|
|
|
|
نماد سازي نوين ؛ در ادبيات سياسي ـ نظامي ايران
|
||
|
|
|
|
|
هنوز بيست و چهار ساعت كامل از انتشار خبر پرتاپ ماهواره ي اميد ايران به فضا نمي گذرد ، كانال 3 تلويزيون دولتي ( كه در طي دو سال اخير تغيير نام داده و خود را « رسانه ي ملي !! » معرفي مي كند ؛ در يك اقدام ضرب الاجل ، سرودي مصور ساخته و پخش كرد كه ضمن باليدن بر قدرت زميني و دانش آسماني و توفيق تحقيقاتي ايران و ايراني ، با زبان غير مستقيم { البته با شعار مستقيم } ، ثابت نمود كه منظور از تكيه كلام « ما مي توانيم » ، هنوز هم « ما » ي مشخص و غرض داري است . در حالي كه موضوع چاپ و انتشار اسكناس 5000 توماني و درج شعار مسمي به حديث نبوي در پشت آن ، كه به دليل محتوايي و تأكيد بر واژه ي مجعول و نژادپرستانه ي « پارس » در دو سال قبل جنجالي به پا كرد و تنشها و اختلافات قومي حاصل از آن هنوز هم به قوت خود باقيست ؛ اين شبكه ي تلويزيوني ، امشب با درشت نمايي و تكرار هدفمند همان « حديث » ( !؟ ) در بين تصاوير همراه سرود ، ثابت نمود كه واقعاً « تلويزيون دولتي » است و بيش و پيش از ايفاي نقش رسانه اي خود ، { شايد } در پي آنست كه اين مناسبت ويژه و موفقيت عظيم ملي را به يك نوع انحراف از مسير دچار كند . البته هنوز حافظه ي ملت و افكار عمومي ، موضوع روزنامه ي دولتي « ايران » و نيز شعار المپيكي « ستارگان پارس » را فراموش ننموده است !
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||