تبليغاتX
علي آرغين
روزنامه نگار - منتقد

 

1- مديركل فرهنگ و ارشاد آذربايجان غربي ، در آستانه ي « هفته ي كتاب » :

            {  پولي براي اجراي برنامه هاي فرهنگي نداريم . }

2- جانشين سپاه شهداي آذربايجان غربي :

          { 110 عنوان برنامه ي فرهنگي و هنري در « هفته ي بسيج » اجرا مي شود . }

 

   برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !  

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1387ساعت 11 PM  توسط علی  | 

       كم كم موضوع دومين نمايشگاه و جشنواره ي مطبوعات آذربايجان غربي  مي رود كه به فراموشخانه ي بلندمدت تاريخ فرهنگ و هنر منطقه سپرده شود ؛ ولي پاسخ به چندين سؤال هنوز باقي مانده كه گذشت ايام نمي تواند باعث فراموشي آن گردد . هر چند در اين فاصله چند تا از نشريات استان منتشر گرديدند بدون آنكه تحليلي يا گزارش جامعي از كم و كيف نمايشگاه و جشنواره ارائه دهند ؛ هر چند روزهاي قبل مديركل ارشاد جلسه ي مطبوعاتي – خبري داشت با اصحاب رسانه تا فقط از افتخارات كسب كرده اش در طول يك هفته آمار و گزارشي بدهد ؛ هر چند كه در اين استان عادت نشده تا كسي از رازهاي مگو و ابهامات موجود در آغاز و اجرا و مراحل پاياني يك اقدام فرهنگي و هنري پرده بردارد ؛ هر چند كه كمتر كسي آن قدرت را دارد كه به نقد و تحليل مسائل اساسي مبتلا به چنين برنامه هايي دست بزند ؛ ... ، ولي باز تاريخ و حافظه ي بلند مدت فرهنگ و مطبوعات اين سرزمين منتظر پاسخ يابي به سؤالاتي از اين دست است كه :

       1- دليل تك موضوعي نمودن فراخوان جشنواره چه بوده است ؛ و چرا اين جشنواره مثل ساير جشنواره ها موضوع آزاد نداشت تا حجم بالايي از آثار و انديشه هاي مختلف در مراحل داوري آن به رقابت كشيده شوند ؟

       2- چه اصراري بود كه داوران ( آن سه مرد ) حتماً و لزوماً از يك طيف خاص و جزو عناصر بله قربانگو براي مقامات و سفارشي كار و متعصب و ... انتخاب شوند ؟

      3- چرا مديري ، برنامه ريزي ، حرف شنو و چيز فهمي پيدا نمي شود تا بداند كه در شرايط امروزي و با توجه به اوضاع بي ريخت ارتباطات و حمل و نقل شهري اورميه ، محل برگزاري نمايشگاه و اجراي جشنواره ، نمي تواند و نبايد كه جاي پرت و دور افتاده اي مثل مجتمع فرهنگي و هنري اورميه باشد ؟

       4- علت العلل حذف آثار اقليتي از نويسندگان و منتقدين و نشريه اي خاص از مرحله ي داوري چه بود و بدتر اينكه چرا حتي پس از آنكه قضيه ي حذف لو رفت و بخشي از آثار به دست داوران رسيد ، باز با سفارشات أكيد مانع از بررسي و امتياز دهي به آثار مدنظر شدند ؟

     5- چه دليلي داشت كه بيشترين جوايز ، در بخشهاي متعدد ، به دو نشريه ي خاص ( البته با در نظر گرفتن اصول و فنون حرفه ي روزنامه نگاري و متعهد بودن در قبال مردم و جامعه ، اگر بتوان چنين خبرنامه هايي را نشريه قلمداد نمود ) ، تعلق گيرد .

      6- علت انتخاب دو غرفه ي مشخص از سوي ارشاد – خارج از حيطه ي داوري – بعنوان غرفه ي برتر و نيز انتخاب دو نشريه ي كم كار و كاملاً چاپلوس با عنوان جعلي و خودساخته اي مثل « نشريات رو به رشد » و ... ، با وجود چندين نشريه ي برتر و غرفه هاي پركار و ... چه مي تواند باشد ؟

      7- ملكيان ، معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد ، بر چه اساسي اصرار داشت چنين افاضاتي بكند كه « از متقاضيان روزنامه براي استان استقبال مي كند ؛ ... اين دولت بهترين فرصتها را براي مطبوعاتيان قائل شده ؛ ... در همين دولت 1070 مجوز صادر شده و ... » ؛ بدون آنكه اشاره اي به اين نكته بكند كه گيرندگان آنهمه مجوز از چه طيف فكري هستند و يا چه درصد از مجوزها تابع شرايط دبيرخانه اي هيئت نظارت بر مطبوعات بوده اند و مراحل ثبت و در نوبت ماندن و ... را گذرانده اند ؟

      8- آن آقاي وكيل الدوله و بيخبر از مسائل و مشكلات مبتلابه مطبوعات و رسانه هاي استاني ، چطور به خود جرأت داد كه در حضور ميهمانان وزارتي و غير بومي و ... تمامي تلاشهاي منتقدان و مطبوعاتيان فعال و مستقل را به هيچ بينگارد و همه ي روزنامه نگاران و نشريات منطقه را به ضعف در كار و نبود قدرت تحليل و تخصص و ... متهم و محكوم كند ؟ اين در حالي است كه اين آقاي وكيل در طول يكهفته ي برگزاري نمايشگاه ( كه اتفاقا مثل ديگر نمايندگان منطقه در اورميه نيز تشريف داشته ) حتي نيم ساعتي از وقت خود را وقف ديدار از نمايشگاه و مصاحبت از نزديك با اصحاب رسانه و اهل قلم ننمود !

     9- و نهايت اينكه ، آيا اين منطقي است كه بررسي آثار واصله به جشنواره ، تنها ملاك ارزيابي « داوراني » قرار بگيرد كه در عمر چندين ساله ي خود كمترين ارتباط را با دفاتر نشريات محلي و كمترين آشنايي را با دست اندركاران و فعالان مطبوعاتي داشته اند و حتي فرصت نمي كنند { شايد هم بايد گفت اعتقادي به اين كار ندارند } كه يكي دو تا از نشريات محلي را بخرند و مطالعه كنند و ... ؟

    10 – و چند سؤال و مورد ديگر ، كه به دلايل كاملاً موجه امنيتي و سياسي و ... ، از كنار آنها مي گذرم . شايد هم تنها دليل اين صرف نظر كردن از آن چند مورد ، خود مبين اين موضوع باشد كه نمايشگاه و جشنواره اي با آن وسعت ، تمامي مراحل خود را از فيلترهاي حساس و ريزبين و سانسورگر منابع قدرت و مراكز غير مرتبط با فرهنگ و هنر و رسانه گذرانده و به راحتي مي توان گفت كه حضور نيروهاي متخلص به آن منابع نيز در روزهاي برگزاري نمايشگاه و مراسم اختتاميه چشمگير و تأمل برانگيز بود . 

 

  برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !  

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آبان1387ساعت 2 PM  توسط علی  | 

        مطالبي كه در دو پست اخير ( نزديك به روزهاي ايام برگزاري نمايشگاه مطبوعات آذربايجان غربي ) در وبلاگ www.hajivand2.blogfa.com  آورده بودم ، گوياي همه چيز بود ؛ حتي اتفاقاتي كه در روز پاياني نمايشگاه ، با عنوان مراسم اختتاميه افتاد .

      در طول برپايي نمايشگاه نيز ، از دقت در قراين و شواهد موجود به راحتي مي شد فهميد كه چه در انتظار مطبوعات حاضر در نمايشگاه است ؛ در حالي كه خود اهل مطبوعات نيز – البته نه غافل از مسائل پشت پرده – بلكه در عين خوش باوري ، رؤياهاي شيريني در سر مي پروراندند و از خود خيلي متشكر بودند كه جوايزي برازنده ي قد و قامتشان به آنها در نظر گرفته شده است . اما از اين مورد غافل بودند كه موضوع رسانه ها در استان منحصر به فردي چون آذربايجان غربي ، از حساسيت بالايي برخوردار است و طبعاً در چنين موقعيتهايي نيز حال و روز خوشي براي رسانه هاي غير وابسته ( بالاخص رسانه هاي مكتوب و بويژه مطبوعات مستقل و منتقد دولت و حاكميت ) قائل شدن ، نوعي بلاهت است و جهالت . لذا دادن اين احتمال كه مطبوعات و اهل قلم منتقد در روزهاي پاياني { اين نمايش قدرت براي تلخكام كردن مخالف خوانان و جشن شيرين كام نمودن كام هميشه تلخ دوستان } ، روزگار سياهي خواهند داشت ؛ زياد هم خطا نبود . بايد قبول كرد كه مطبوعات مطرح ، نمي توانستند بدون دادن هيچ هزينه اي از فيلترهاي قدرتي و امنيتي اين شبه جشنواره بگذرند ؛ چه در عرصه ي رقابتهاي صاف و ساده ي جشنواره اي ، چه در گرفتار شدن در مسائل بعد از واقعه ي هولناك اختتاميه ؛ آنجا كه تندبادهاي بنيانكني مثل شانتاژآفريني بر عليه نشريات مغضوب شده توسط اداره ي ارشاد و منفور گرديده و مهر تكفير خورده در ديدگاه تحليلگران اجاره اي برخي از نهادهاي حافظ قدرت .

        هر چند عوامل مطبوعاتي و نيز تصميم سازان و تصميم گيران مستقر در ساختمان ستادي فرماندهي فرهنگ و ارشاد اسلامي استان ، در هر برهه اي از زمان و مكان ادا و اطوارهاي مخصوص به خود را دارند و در هر موقعيتي از فرصتهاي بزرگ فرهنگي و هنري ، از شيوه ها و راهبردهاي ديكته شده از سوي منابع قدرت تبعيت كامل و شايسته اي مي كنند ؛ ليكن روزي كه ماجراي فوق سرّي و « خيلي محرمانه ي » حذف يك نشريه و نويسندگان و اهل قلم خاص از مرحله ي داوري افشا گرديد ، معلوم نشد كه براي آن نوچه شاگرد دست آموز و هدايت شده از دهان پرآتش قدرت مركزي ، كه با بي تجربگي و ناواردي تمام بر جاي بزرگان تكيه زده است ، چه اتفاق افتاد كه يك دفعه سرسام گرفت و پس از چندين بار چرخ زدن و زمين خوردن در مكتب فروتنانه ي مطبوعاتيان بي ادعا و گشت و گذار در لابلاي سالنهاي تنگ و نفس گير و بي مشتري نمايشگاه ، فكر مزخرفي بر سر مباركش زد تا كلكي رندانه سوار كند و خود را از اتهامات وارده مبني بر حذف و بايكوت و سانسور كليت و اصليت نشريه اي منحصر به فرد و نويسندگاني ديگرگون تر از همه ي مدعيان قلمفرسايي در اين استان رهايي بخشد !    

        هيچ وقت يادم نمي رود وقتي مسائل و اتفاقاتي از اين دست را با چند نفر از دست اندركاران مطبوعات در همان صحن نمايشگاه مطرح مي كردم ، بر ريش از ته تراشيده ام مي خنديدند و گاهي هم مرا و افكارم را منفي بافي و ايجاد بدبيني و ... توصيف مي نمودند . اما در فراسوي آن نگاههاي بسته و خوش بين و منتظر به ديدار ساعات پاياني نمايشگاه و برافتادن پرده ها ، ديروز سه شنبه ( 30 مهر 1387= روز اختتاميه ) همزمان با قرائت سطور پر ابهام بيانيه ي هيئت سه نفري داوران كاملاً سفارشي كار و مطيع در مقابل قدرت غيررسانه اي ، به خود مي جنبيدند و غرغر مي كردند و با نهايت عصبانيت تا آخرين لحظات خروج از تالار و برچيدن غرفه هاي نمايشگاه ، هزاران بد و بيراه و فحش و ناسزا به مديريت بي كفايت ارشاد و دست نشانده بودن عامل مطبوعاتي و دلالي داوران و خودفروشي و ديگر تخريبي غرفه داران و نشريه گردانان نثار مي نمودند .

          و اين بود ادبيات حاكم بر جسم و روح مدعيان مطبوعات محلي ، كه در رفتارشان نمود پيدا مي كرد ؛ آنجا كه تعداد مشخصي از اهل قلم – مرضاً و تصادفاً و غرضاً – سر از فضاهاي مقدس و پاك مطبوعات و عالم رسانه اي دربياورند ، بايد منتظر چنين اتفاقاتي نيز بود . چرا تملق سرايي ، خوش رقصي و خوش خدمتي در مقابل ارباب قدرت و مقامات ذي نفوذ ، دروغ پراكني و تفرقه و شايعه سازي ، درج عكس مديران كل و وزير و وكيل در صفحات نخست ، انتشار اخبار خاص ادارات مخصوص و بازتاب سفر و حضر مسؤولان ويژه ، در جاي جاي برخي از خبرنامه هاي مسمي به « نشريه » ديده مي شود ؟! چرا دو سه تا از نشريات استان ، خيلي اصرار دارند كه با انگيزه هاي كاملاً تفرقه افكنانه و تشويش اذهان عمومي ، بر عليه نشريات برتر و نويسندگان و منتقدان پرسابقه بشورند ؟! چرا و بر اساس كدام ماده و تبصره ي قانوني و عرفي و شرعي ، عده اي مزدور صفت و چند چهره ، گستاخي به خرج مي دهند و برخي از نشريات و مديران مسؤول و اهل قلم را در مظان اتهامات واهي و جرايم ناكرده قرار مي دهند !؟ اصلاً دنبال چه هدف و مرام و مكتب هستند عوامل معلوم الحال و مزوّري كه خود را درجايگاه كارشناسان امر و عالمان روز قرار داده و « من صراط غيرمستقيم » اقدام به تحليل محتواي نشريات محلي مي كنند تا از اين رهگذر به نان و نوايي برسند و در پيش منابع قدرت روسفيد باشند ؟!

       پل والري چه راست گفته كه : « سياست ، هنر ايجاد ممانعت براي مردم است تا در اموري كه به آنها مربوط مي شود ، دخالت نكنند » . و چه پر هيجان بيان كرده ولتر فرانسوي ، اين سخن را كه : « انسانها درست مانند حيوانات هستند ؛ بزرگترها ، كوچكترها را مي خورند و كوچكترها ، بزرگترها را نيش مي زنند » .

 

 برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 11 PM  توسط علی  |