تبليغاتX
علي آرغين
روزنامه نگار - منتقد
 

    

     

      شهرستان اورميه ، مركز استان آذربايجان غربي ، در ساعات مشخصي از روز ترافيك سنگين مخصوص به خود را دارد . اين موضوع با بازگشايي مدارس ، جدي تر و بحراني تر شده است ؛ هر چند براي مديريت و حل اين بحران ، در روزهاي آغازين مدارس و متعاقب آن همزمان با شروع فعاليت مراكز آموزش عالي و دانشگاهها ، اقدامات و كارهاي نظارتي و اجرايي خوب و شايسته اي از سوي عوامل و نيروهاي راهنمايي و رانندگي شهر انجام شد ، ليكن بايد متوجه اين موضوع باشيم كه ترافيك در اورميه بيداد مي كند ؛ كه شايد از جمله دلايلش عدم مديريت كامل در چينش نيروهاي راهنما ، استفاده از سربازان و پرسنل آماتور و ناشي در چهارراههاي اصلي و ميادين بزرگ ، نبود نيروي راهنمايي در برخي از چهارراهها و ميادين فرعي ؛ و در امور شهري و ارتباطي ، بي توجهي به سطح بندي خيابانها و مسير كشي هاي ويژه و محدوديتهاي عبور و مرور در برخي از خيابانها و يكطرفه بودن تعدادي از خيابانها ، سنگ چيني هاي غيراصولي و كارشناسي نشده ( كه در طول يك هفته چندين بار جا به جا مي شوند ) و ... باشد .  

      موضوعي كه اهميت يافته و باعث اين نگارش مختصر شد ، فعلاً پرداختن به حلاجي امور انتظامي و گرفتاريهاي حاصل از ضعف موجود در مديريت راهنمايي و رانندگي شهرستان اورميه نيست ؛ بلكه منظور گزارش اتفاقات يك هفته ي جاري است كه طبق اعلام قبلي ، 15 تا 21 مهر ماه ( كما في السابق و همچون سراسر كشور ) به هفته ي نيروي انتظامي معروف شده است ؛ كه اين مورد در اورميه فعلاً امروز كه 22 مهر است ادامه دارد و آنطور كه استعلام كردم و خود عوامل اجرايي اذعان داشتند ، فردا نيز به قوت خود باقيست !

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت 0 AM  توسط علی  | 

  

 

     

    شرح عكس :

       { جدي نگيريد . ولي خدا را شكر كه نمرديم و رد پاي « تجارت به سبك بقالي » را در مساجد نيز ديديم . البته اگر با تخفيف و از بعد « نيمه ي پر ليوان » بنگريم ، با توسل به چند حديث و آيه و ... ، مي توان اينگونه توجيه نمود كه اين هم يكي از هزاران راه ممكن براي موضوع اشتغالزايي است كه در دولت ارزشمدار و مقدس امروزي بر طبل اش مي كوبند . }

     

 برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !  

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 مهر1387ساعت 3 PM  توسط علی  | 

         

 

 

   اين خانم به همراه شوهرش { كه به پياده روي در خيابانهاي اورميه رفته } ، روز جمعه 19 مهر 1387 ، با موتور سيكلتهاي خود ( Suzuki ) وارد شهرستان اورميه شده اند .

                                                                                 Australian  tourists  in orumiah 

     Today ( 19/07/1387 ) ' This  woman  with  his  husband ( who  goes  to walking  in  streets ) '  come  in  with  suzuki  motorcycles  to  orumiah . 

       ----------------------------

        و اين هم شهروند اورميه اي ( آقاي آذري ) ، مترجم و هم صحبت حاضر در محل .

    

برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !  

+ نوشته شده در  جمعه 19 مهر1387ساعت 3 PM  توسط علی  | 

       در دهات آبا و اجدادي كه بوديم ، بيشترين و در عين حال خاطره انگيزترين و دوست داشتني ترين آوازي كه به گوش مي رسيد ، عرعر الآغ مشهدي قاسم بود و بع بع بره هاي بي مادر مشهدي غلامحسين . گهگاه جيغ ليلا فرنگي ، زن كربلايي غضنفر نيز با تمام دلخراشي و زمختي اش ، خبر از دعواي زن و مرد بي منطقي مي داد كه بر سر شوهر دادن هشت دختر باكره و تربيت سه اولاد پسر قد و نيم قد ، بيست و چهار ساعت شبانه روز فلسفه مي بافتند و بگوومگو داشتند و سر و كله ي هم مي پريدند ؛ گاهي داد و فرياد كربلايي غضنفر مي رفت هوا و بر زمين و زمان بد و بيراه مي گفت و چشم و گوش فلك را كور و كر مي كرد ؛ زماني هم مي ديدي كه بخت برگشته در مقابل زنش كم مي آورد و طاقتش طاق مي شد و با دمپايي هاي لنگه به لنگه مي دويد كوچه و رهگذران و همسايگان را به فرياد مي طلبيد .

www.hajivand2.blogfa.com
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت 11 PM  توسط علی  |