|
|
|
|
|
شهرستان اورميه ، مركز استان آذربايجان غربي ، در ساعات مشخصي از روز ترافيك سنگين مخصوص به خود را دارد . اين موضوع با بازگشايي مدارس ، جدي تر و بحراني تر شده است ؛ هر چند براي مديريت و حل اين بحران ، در روزهاي آغازين مدارس و متعاقب آن همزمان با شروع فعاليت مراكز آموزش عالي و دانشگاهها ، اقدامات و كارهاي نظارتي و اجرايي خوب و شايسته اي از سوي عوامل و نيروهاي راهنمايي و رانندگي شهر انجام شد ، ليكن بايد متوجه اين موضوع باشيم كه ترافيك در اورميه بيداد مي كند ؛ كه شايد از جمله دلايلش عدم مديريت كامل در چينش نيروهاي راهنما ، استفاده از سربازان و پرسنل آماتور و ناشي در چهارراههاي اصلي و ميادين بزرگ ، نبود نيروي راهنمايي در برخي از چهارراهها و ميادين فرعي ؛ و در امور شهري و ارتباطي ، بي توجهي به سطح بندي خيابانها و مسير كشي هاي ويژه و محدوديتهاي عبور و مرور در برخي از خيابانها و يكطرفه بودن تعدادي از خيابانها ، سنگ چيني هاي غيراصولي و كارشناسي نشده ( كه در طول يك هفته چندين بار جا به جا مي شوند ) و ... باشد . موضوعي كه اهميت يافته و باعث اين نگارش مختصر شد ، فعلاً پرداختن به حلاجي امور انتظامي و گرفتاريهاي حاصل از ضعف موجود در مديريت راهنمايي و رانندگي شهرستان اورميه نيست ؛ بلكه منظور گزارش اتفاقات يك هفته ي جاري است كه طبق اعلام قبلي ، 15 تا 21 مهر ماه ( كما في السابق و همچون سراسر كشور ) به هفته ي نيروي انتظامي معروف شده است ؛ كه اين مورد در اورميه فعلاً امروز كه 22 مهر است ادامه دارد و آنطور كه استعلام كردم و خود عوامل اجرايي اذعان داشتند ، فردا نيز به قوت خود باقيست !
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
اين خانم به همراه شوهرش { كه به پياده روي در خيابانهاي اورميه رفته } ، روز جمعه 19 مهر 1387 ، با موتور سيكلتهاي خود ( Suzuki ) وارد شهرستان اورميه شده اند . Australian tourists in orumiah Today ( 19/07/1387 ) ' This woman with his husband ( who goes to walking in streets ) ' come in with suzuki motorcycles to orumiah . ---------------------------- و اين هم شهروند اورميه اي ( آقاي آذري ) ، مترجم و هم صحبت حاضر در محل . برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده ! |
||
|
|
|
|
|
در دهات آبا و اجدادي كه بوديم ، بيشترين و در عين حال خاطره انگيزترين و دوست داشتني ترين آوازي كه به گوش مي رسيد ، عرعر الآغ مشهدي قاسم بود و بع بع بره هاي بي مادر مشهدي غلامحسين . گهگاه جيغ ليلا فرنگي ، زن كربلايي غضنفر نيز با تمام دلخراشي و زمختي اش ، خبر از دعواي زن و مرد بي منطقي مي داد كه بر سر شوهر دادن هشت دختر باكره و تربيت سه اولاد پسر قد و نيم قد ، بيست و چهار ساعت شبانه روز فلسفه مي بافتند و بگوومگو داشتند و سر و كله ي هم مي پريدند ؛ گاهي داد و فرياد كربلايي غضنفر مي رفت هوا و بر زمين و زمان بد و بيراه مي گفت و چشم و گوش فلك را كور و كر مي كرد ؛ زماني هم مي ديدي كه بخت برگشته در مقابل زنش كم مي آورد و طاقتش طاق مي شد و با دمپايي هاي لنگه به لنگه مي دويد كوچه و رهگذران و همسايگان را به فرياد مي طلبيد . www.hajivand2.blogfa.com |
||