|
|
|
||
|
چهره هاي هميشه ماندگار { اين مقاله چند سال قبل ، براي انتخابات رياست جمهوري تنظيم شد ؛ ( انتخاباتي كه برخلاف تمامي گمانه زنيها ، از درونش شخص ناآشنايي مثل محمود احمدي نژاد بيرون آمد ) . درست يادم هست كه هيچ نشريه اي كه با آنها كار مي كردم حاضر به چاپش نشدند . دليل دوباره آوردنش ، آنهم در خصوص انتخابات مجلس هشتم ، اين است كه از آن روزگار تا حالا هنوز مملكت ما پوست اندازي نكرده ؛ هنوز هم بوي تكفير فضاي نفوس را معطر ساخته و اتهامات واهي بر دوش نيروهاي غيرخودي و غيرولايي و ذوب نشدگان در ولايت و دموكراتيك انديشان و ... سنگيني مي كند . مي خواهم بگويم كه همه مي دانيم در يك مملكت تك قطبي و تك صدايي زندگي مي كنيم ؛ لازم نيست خودمان را زياد اميدوار سازيم و مثل پيشگويان سياسي حرف بزنيم و چشم به آينده اي بدوزيم كه براي همگان تعريف شده است . } بي هيچ ترديدي ، دوران معاصر ما ، دوران حاكميت دانش و تفوق علم و تكنولوژي است . در جهان امروز ، كوبيدن بر طبل توخالي قدرتمداري و صرف هزينه هاي گزاف بر سر حفظ اهرمهاي قدرت و اصرار بر حاكميت بر توده ها و تسلط بر افكار و تسخير انديشه ها ، از جمله مسائل مزخرف و فراموش شده اي است كه نمونه هاي آن را در كمتر كشوري مي توان يافت . به راحتي مي توان گفت كه سهم سياستمداران قدرت پرست ، در اينگونه مباحث ، از موضوع انديشه ورزي سياسي و نخبه گري در حوزه ي علم ديپلماسي جداست . چرا كه موضوع سياست انديشي با سياسي كاري متفاوت است . آنچه از سياست بازي و سياسي كاري عايد مي شود ، چيزي جداي از سياستمداري و مملكت داري است . اصولاً نگرشهاي سياسي ، آن هم با تكيه بر اهرم قدرت و حفظ منافع گروهي و جناحي ، نگرشهاي كارآمد و مثبتي نيستند . چنانكه در جامعه ي امروزي ايران ، بيشترين ضرر و زيانها از همين سياسي نگريها ناشي شده و باعث به انزوا كشيده شدن تفكر و انديشه و بروز انسداد سياسي در فضاي مملكت گرديده است . اگر اينك در يك فضاي نيمه باز سياسي به سر مي بريم ، دليلي ندارد جز اينكه داريم واپسين روزهاي آزاد خود را تجربه مي كنيم . روند رو به رشد آزاد انديشي و آزاد نگري و آزاد نويسي ، كه جرقه هاي مختصري ازآن ، از دوم خرداد و با سر كار آمدن دولت خاتمي تجديد حيات يافته بود ، كم كم دارد رنگ مي بازد و چهره هاي كمابيش دموكراتي كه در اين دوران به عرصه رسيده بودند ، دارند از دور بازي خارج مي شوند . و اين يعني افول فانوس كم سوي دموكراسي در ايران ؛ يعني از دست رفتن فرصتهايي كه بايد نتيجه مي داد و به بار مي نشست ؛ يعني ركود انديشه گري و تضعيف قانونگرايي . دغدغه هاي انتخابات مجلس هشتم و هياهوي زودرس شبه تبليغاتي و تحرّكات جناحهاي سياسي كشور ، از موضوعات روز رسانه هاي ارتباط جمعي شده است . البته سهم تلويزيون دولتي ايران ، كه مشخصاً تحت احاطه و اداره ي گروه و افكار خاصي قرار دارد ، در پردازش تبليغاتي و ايجاد هياهوي شديد انتخاباتي بيش از سايرين است ؛ اكثر برنامه هاي فرهنگي و اجتماعي اين رسانه ي دولتي ، من جمله بخش پر سر و صداي خبر بيست و سي ، در راستاي همين اقدامات توليد و شارژ مي شوند . مطبوعات مستقل ( اگر وجود داشته باشند ! ) ، در اوج محافظه كاري و دگر انديشي ، به انتشار اخبار و ارائه ي اطلاعات آشفته و جَسته و گسيخته مشغولند ؛ مطبوعات منتسب و مختص به گروههاي مشهور به جناح چپ و دوم خردادي ها ( كه تعدادشان واقعاً انگشت شمار شده ) ، به معرفي 1 در نگاه اوّل ، همه مي خواهند اينطور وانمود كنند كه اينهمه جار و جنجال ، حالت تبليغاتي و انتخاباتي ندارد و تنها مربوط مي شود به بخشهاي خبري و رپُرتاژهاي مطبوعاتي و برنامه هاي تلويزيوني و … ، كه همگي اموري طبيعي اند و غيرسياسي . جالبتر اينكه ، تازگيها در تلويزيون مُد شده برخي از اساتيد دانشگاهي كه از چهره هاي كاملاً سياسي و از مسؤولان مياني حكومتي هستند و نيز تعدادي از سرشناسان خاص جناح راست ، بر صفحه ي تلويزيون ظاهر مي شوند ؛ با چهره و زباني غيرتبليغاتي حرف مي زنند يا كلاسهاي تدريسشان از شبكه اي خاص پخش مي شود و يا با عناوين صاحبنظر و كارشناس امور متنوع در ميزگردهاي سياسي و هنري و اجتماعي و ديني حضور مي يابند . اصراري بر ذكر نمونه هاي بارز و غيرموجّه تبليغاتي و انتخاباتي ندارم . هنوز در پي يافتن پاسخي به اين سؤال و دهها سؤال مشابه هستيم كه در وراي اينگونه استراتژيهاي سياسي و اجتماعي ، چه اهداف و اغراضي نهفته است ؟ چرا با وجود اينهمه نيروي كاري و عناصر فكري ، هنوز دنبال معرفي و تبليغ چهره هاي تكراري هستيم ؟ چرا با علم به اينكه كشور ايران يك كشور جوان است ، هنوز هم كه هنوز است سعي دارند از چهره هاي متشخص و فلان تيپيِ چند سِمَتي و چند شغلي نام ببرند ؟ آيا وجود دهها هزار متخصص در زمينه هاي مختلف علمي و اجتماعي و اقتصادي ، در اين كشور ، نمي تواند دليلي بر حضورشان در عرصه هاي مختلف تصميم گيري و تصميم سازي ( خصوصاً در امر مهمي چون انتخابات مجلس ) باشد ؟ آيا آمارهاي هزار نفري انديشمندان ، اقتصاددانان ، اهل قلم ، كارشناسان علوم ارتباطات و حقوق و … ، نمي تواند مورد موجهي باشد بر ورودشان در فرصت واقعاً حساس كانديداتوري پارلمان كشور ؟ در ظاهر ، اينطور بيان مي شود كه فضاي انتخاباتي كشور آزاد است و هركس و هر گروه و هر تفكري مي تواند مطابق قوانين و شرايط و ضوابط حاكم بر انتخابات كشور ، وارد ميدان رقابت شود و به عنوان يك شهروند قانونمند و صاحب حق و حقوق ، از حق قانوني خود نيز بهره مند گردد . ولي اقدامات و گُمانه زني هاي لحظه اي جناحهاي مطرح در حوزه ي سياست و مملكت داري ، خصوصاً مجموعه رفتارهاي واگرايانه و افراط كاريهاي تبليغاتي شان گواه اين موضوع است كه هرچه « آنها » مي انديشند آن است و يا آن بايد باشد و يا آن خواهدبود . با اين اوضاع و احوال ، بهانه اي براي حضور و ورود چهره هاي جديد و ديگر انديش به عرصه ي رقابتي و انتخاباتي باقي نمي ماند . و تأسف اينكه همينطور هم هست . بي جهت نيست كه جناحهاي موجود در عرصه ي سياسي كشور ، هر لحظه اي كه مي گذرد و هر روز كه به ايام انتخابات نزديك مي شوند ، سعي در معرفي و تبليغ و به نوعي تحميل كانديداهاي خود بر افكار عمومي دارند . فراتر از همه ي اين گُمانه زني ها ، براي سردمداران حكومتي و خصوصاً براي نهادهايي مثل شوراي نگهبان و اكثريت مجلس هفتم و برخي ديگر از چهره ها و گروههاي متخلّص به راستيان افراطي ، خيلي مهم است كه بدانند چه كساني كانديداي اين دوره مي شوند و در نهايت چه گروههايي برگزيده خواهندشد ؟ چرا كه تجربه ي دوران طلايي و پر درخشش مجلس ششم ، با حضور و پيروزي نوانديشان بيرون آمده از متن دوم خرداد 1376 ، درس عبرتي شده بر تماميت خواهان افراطي راست نما ، كه اين بار با تدابير شديد و حتي شده با تغيير و تحول در نوع و نحوه ي انتخابات و تحديد شرايط و وظايف و تفتيش سوابق نامزدهاي اين فرصت انتخاباتي ، اجازه ندهند كه چهره هايي غيرخودي وارد رقابت بشوند . با اين توصيفات ، ناگفته پيداست كه اگر نهادهاي متولي امور انتخابات ( اعم از وزارت كشور و شوراي نگهبان ) با موضوع ثبت نام و احراز و تأييد صلاحيتها ، كما في السابق عمل كنند و سعي در قلع و قمع غيرخودي ها و تاكيد بر رد صلاحيتهاي فله اي داشته باشند ، از مجلس هشتم نيز همان نتيجه اي عايد خواهدشد كه از مجلس هفتم شد . ! هرگونه برداشت و كپي ، به قصد انتشار ، ممنوع . |
|||