|
|
|
|
|
دو صد گفته ، چون نيم كردار نيست ! در شماره ي اخير يكي از نشريات محلي ( 243- 4 مهر 1386 ) ، گزارشي آماري از اقدامات و فعاليتهاي اخير اداره كل فرهنگ و ارشاد استان منتشر شده كه در آن مديركل ارشاد اذعان نموده بود : « حجم سفر مقامات دولتي و فعاليت اخير اين اداره كل طي يك ماه گذشته در تاريخ استان سابقه ندارد » . قصدم از پرداختن به اين موضوع ، نه نقد آمار و ارقام ارائه شده در آن خبر است ؛ نه تقبيح و يا تكذيب سخنان مربوط به مديركل ارشاد . بلكه خواستم بدين وسيله نظري هرچند حاشيه اي و نقد گونه بنويسم جهت تنوير افكار عمومي و محض اطلاع متكلم وحده ي اداره كل نشين كه به حكم تك مصراع « كار پاكان قياس از خود مگير » ، يك وقتي احساس نشود كه هر اقدام بخشنامه اي و هر سفر كليشه اي و رسمي دولتي ، مي تواند حمل بر فعاليت فرهنگي و هنري تلقي گردد . در اينكه در طول سه ماه تابستان هر سال ، سفرهاي مقامات پايتخت نشين به همه ي نقاط كشور زياده از حد مي شود ، حرف و سخني نيست ؛ در اين ميان اورميه نيز جاي خود دارد . به قول خودم گفتني ، اورميه ي امروز ، اگر پاريس ايران هم نباشد ، براي خود مراكز و فرصتها و امكانات بالقوه ي طبيعي و انساني و دولتي دارد كه همزمان با طي مراحل « كاشت و داشت و برداشت » ، علاقه منداني از اطراف و اكناف و از بلاد قديمه و جديده ، از اعوان و اشراف و دولتمردان و سياستمداران لشكري و كشوري ، عده اي را متوجه خويش بكند تا ضمن اداي تكليف و انجام مأموريتهاي محوله ، كامشان نيز شيرين شود و مقدمشان گلاب فشان و خودرويشان نقل باران . هر چند ، ما نيز در برخي اخبار و گزارشهاي رسانه اي و سيماي استاني و نقل و قولهاي درون محفلي و خارج حوزه اي ، به اكثر اين اقدامات و سفرهاي عالي مقامان اشراف يافته ايم ؛ ليكن در تك واژه هاي مديركل كه بيشتر دقيق شدم ، چنين دستگيرم شد كه در اداره كل فعلي ، همه گونه اقدام و فعاليت هست ، به غير از اقدامات مورد انتظار و سالها مسكوت و راكد مانده اي مثل : - عدم پيگيري درخواستها و مطالبات قومي و زباني و ادبي ؛ - عدم پيگيري دلايل تأخير در صدور مجوزهاي كتب نويسندگان و اهل قلم ؛ - عدم پيگيري دلايل رد درخواستهاي متعدد متقاضيان نشريات ؛ - عدم پيگيري اينكه چرا در استاني بدين شكل و وسعت ، هنوز روزنامه اي منتشر نمي شود ؛ - عدم پيگيري اينكه بالاخره خانه ي مطبوعات و انجمن خبرنگاران و ... در اين استان وجود دارد يا نه ؛ اگر هست ، كجاست و اگر نيست ، چرا ؛ و اگر بوده و راكد مانده ، باز هم يك چرا و چندين علامت سؤال و تعجب ؛ - عدم عقده گشايي از موضوع مبهم و تودرتوي توقيف و لغو امتياز نشرياتي كه در طي دو سه سال اخير گرفتار « دولت سانسوري » شده اند ؛ - عدم شفافيت در موضوع سؤال برانگيز حمايت و يا عدم حمايت از نويسندگان و كتب منتشره در سطح استان ؛ - رفع ابهام از اين موضوع كه سهم اداره كل در موضوع خريد كتاب از نويسندگان شهرستاني و بومي چيست و چرا در اين خصوص خبري و آماري منتشر نمي شود ؛ - دلايل نبود فرصتهاي هم انديشي و تجميع صاحبنظران و اهل قلم و كارشناسان هنري در مجموعه هاي تحت پوشش ؛ - دلايل نبود كانون نويسندگان در استان ، به مركزيت اورميه ؛ - و دليل اينكه ، در دوره ي جديد ارشاد ، سطح و ميزان ارتباطات مسؤولان منطقه اي با اهل قلم و انديشه ورزان مستقل انديش و منتقد تا چه حد بوده ؛ آيا اصلاً رابطه اي مي توان بين اين دو قشر متصور شد يا نه ؛ ... راستي سهم و نقش مديركل فعلي در « حل و عقد » مشكلات موجود و « وصل و فصل » ارتباطات فعالان فرهنگي و هنري چقدر است !؟ گاهي كه به اين موضوع بيشتر مي انديشم ، ناخودآگاه ياد تك بيتي از مولانا مي افتم كه فرموده : « تو براي وصل كردن آمدي يا براي فصل كردن آمدي ؟ » ! هرگونه برداشت و كپي ، به قصد انتشار ، ممنوع . |
||
|
|
|
|
|
خدا به داد بي كسان برسد ! با تشكر از كامينتهاي دوستان يكرنگ و بي ريا ، از اينكه تازگيها مد شده عده اي دمدمي مزاج و مريض احوال و عامدكار و بي كس و بيكار وبگرد با نظرات نسخته و نشسته مرا مورد لطف بي لطفي و كم فهمي خويش قرار داده اند ، اصلاً احساس خوبي ندارم . هرچند من از دوستان و همراهان دردآشنايي نيرو مي گيرم كه مثل خودم بي غل و غش اند و آگاه به همه ي اتفاقاتي كه اين روزها براي فعالان صادق مي افتد . مطمنم كه هنوز هم خدا با راستگويان است و روي هميشه سياه دروغپردازان روبه صفت سياهتر و كريه تر . .... .... ! مزيد اطلاع اشخاص بي نام و نشان كامنت گذار عرض مي كنم كه با عناصر نامكشوف و خودناباور و پنهان كار و اغتشاش آفرين ، رابطه اي ندارم . اگر كسي خواست نظراتش در اين فرصت مغتنم و مفيد فرهنگي و هنري و رسانه اي مطرح شود با شناسنامه وارد شود تا معرف همگان گردد و از نظرات ارزشمندش بهره اي ببريم نه اينكه ... !! |
||