تبليغاتX
علي آرغين
روزنامه نگار - منتقد

                           ارشاد مياندوآب ، تحت سلطه ي نامحرمان

                 

                        ( به بهانه ي برگزاري هفته فرهنگ و هنر شهرستان )

 

 

      چهارده ماه از برگزاري اولين هفته ي فرهنگ و هنر در شهرستان مياندوآب مي گذرد . چهارده ماه پيش ، بدين بهانه و با صرف هزينه هاي هنگفت و برداشتهاي بي حساب و كتاب از بيت المال ، هفته اي به همين نام گرامي داشته شد و مجتمع فرهنگي و هنري مستقر در حاشيه ي پارك هادي مياندوآب ، محل رفت و آمد خانواده ها و اقشار مختلف شهر و حومه و گاهي ديگر شهرها و نواحي گرديد .

      ميزان استقبال از مراسم سال قبل ، نتيجه و بازده اصلي اين اقدام كلان فرهنگي و هنري ، پيشامدها و پيامدهاي آن ، عمق بخشي و نهادينه كردن امور مورد نظر ، ضرر و زيان حاصل از سوءمديريتها و وارونگي برنامه ريزيها و تا چه حدي بوده ، هنوز كه هنوز است ناگفته باقي مانده است .

       در اين فرصت لازم نمي بينم به ارائه ي گزارش مديريت پربحران ارشاد شهر از مراسم پارسال ( كه در يك نشريه ي فرمايشي و نمايشي منتشر شد ) اشاره اي بكنم . چون آن گزارش ، يك سناريوي از پيش تهيه شده بود و به غير از ارائه ي آمارهاي كذايي و وارونه نشان دادن اتفاقات و تأكيد بر حق كشي ها و غيره چيز ديگري نبود .

       هفته ي فرهنگ و هنر مياندوآب ، شايد براي براي دوم ، در حالي كليد خورد كه هنوز كه هنوز است ، متن گزارشها ، صورتجلسات ، نوار فيلمها و تصاوير مربوط به نشستها و ساير امور جاري در آن ، به دست صاحبان اصلي جلسات و افراد ذينفع نرسيده است .

        هفته ي فرهنگ و هنر مياندوآب ، در حالي كليد خورد كه كسي يا مسؤولي ، از ميزان حقيقي هزينه هاي صرف شده و حيف و ميل بي برنامه ي بيت المال در مراسم پارسال ، خبر موثق و كاملي بدست نياورده و اگر آورده ، گزارش و خبري به افكار عمومي و جامعه ي هنرمندان ارائه نداده است .

        هفته ي فرهنگ و هنر مياندوآب ، در حالي برگزار شد كه جاي خيل عظيمي از هنرمندان و اهل قلم و صاحبان انديشه و در جلسات توجيهي و افتتاحيه و اختتاميه ي آن واقعاً خالي بود .

       هفته ي فرهنگ و هنر مياندوآب ، در فرصتي اجرا شد كه معماران و حاميان اصلي اينگونه مراسمات در منطقه ( مديركل قبلي ارشاد ، احد جاوداني ؛ فرماندار سابق شهرستان ، حميد شكري ) هيچ نقش و سهم و حضوري در آن نداشتند و حتي ذكر خيري از آنهمه عنايت و لطف ايشان به گوش نرسيد .

       هفته ي فرهنگ و هنر مياندوآب ، توسط مديريت و مجري گري و دبير و عواملي كليد خورد كه همان قيافه ها و چهره هاي بي هنر و بي اعتمادي بودند كه سال قبل با سوء مديريت و سوءبرنامه ريزي خود ، آبرو و حيثيت مترتب بر فضاهاي فرهنگي و هنري را بردند و با دخالتهاي ناشيانه و مرموز در كارها و امور غرفه ها و محتواي نشستها و تخريب چهره هاي مستقل فكري و فرهنگي ، از هيچ تلاشي فروگذار نكردند .

       هفته ي فرهنگ و هنر مياندوآب ، در حالي برگزار شد كه هنوز سايه ي مكدر سايه هاي فرهنگي و ردپاي ننگين نامحرمان فرهنگ و هنر ، در اداره ي ارشاد و مجتمع فرهنگي و هنري موجود است . هنوز مجري گري در اختيار عواملي است كه بدون داشتن وجهه ي فرهنگي و هنري ، و تنها به نيت بالا كشيدن هزينه هاي رديف شده براي اين كار و أخذ دستمزدهاي سرسام آور از ارشاد ، دست نامحرم همكاري به سوي يك نهاد محرم و هنرپرور و فرهنگ ساز دراز كرده است .

       هفته ي فرهنگ و هنر مياندوآب ، در حالي روزهاي خود را سپري كرد كه فضاي اختصاص يافته به آن ، مثل فضاي دود گرفته و پربحران مجتمع فرهنگي در همه ي زمانها ، جولانگاه و محل تاخت و تاز هنرمند نمايان تجارت پيشه اي شد كه افتخار نام و ننگ را در هم مي آميزند و از بلنداي افتخارآميز فرهنگ و هنر ، به صعودهاي رؤيايي مي رسند .

        كاش سردمداران و عوامل چنان مراسم و چنين هفته هايي ، به جاي يك هفته تلاش به نام بزرگداشت فرهنگ و هنر ، يك لحظه تلاش فكري داشتند تا ـ شايد ـ در خلوت خود و وجدان خود ( اگر داشته باشند ! ) به نيات پليد و فرهنگ ستيز و مأيوس كننده ي خود پي مي بردند و دست از اينهمه دست و دلبازي و اقدامات مزورانه و چاپلوسانه مي شستند و روز و روزگار مديريت سالاري و ديكتاتورمآبي را براي شايستگان و محرمان حقيقي عالم فرهنگ و هنر باقي مي گذاشتند و خود در حاشيه ي امن تدبر و تفكر و توبه به سر مي آوردند .

    ! هرگونه برداشت و كپي بدون اطلاع نويسنده ، ممنوع است .

+ نوشته شده در  شنبه 31 تیر1385ساعت 0 AM  توسط علی  | 

                   بنزين ، پاشنه آشيل مسؤولان مياندوآب !

 

 

        در ايران ، كمتر كالايي يافت مي شود كه نام قاچاق را يدك نكشد . البته اين نوع سياست سياستمداران سياسي كار به اصطلاح سياستگذار است كه اهرمهاي قدرت تسلط بر بازار و اقتصاد ايران را به دست گرفته اند و بصورت چهار فصل ، در افزايش سرسام آور قيمتها ، زايش تورم كمر شكن و نقش بازي مي كنند .

        قاچاق سوخت نيز ، هرچند در اخبار و حوادث متعدد ، سالهاي سال است گوش ما را نوازش مي دهد ، در طي ماههاي اخير ، يعني از زماني كه معلوم شد دولت نهم به نيت مهار تورم ( !! ) و بسط عدالت و مهرورزي ( !؟ ) قصد ندارد نرخ بنزين را براي سال جديد افزايش دهد و نيز از زماني كه قرار شد كابينه ي وقت ( اگر بتواند = كه عمراً نمي تواند ) بنزين را كوپني كند و كارتي بدهد و هوشمندبازي دربياورد و چه و چه ، بدبختانه تمامي معادلات سياسي و اقتصادي به هم ريخت و سوژه ي خبري جديدي قدم به عرصه نهاد به نام « قاچاق سوخت » .

      از پرداختن به جنبه ي عمومي موضوع قاچاق سوخت و دلايل آن صرف نظر مي كنم . چون اين موضوعي نيست كه به اين زوديها حل شود و من به راحتي مي دانم كه نان درآوردن عده اي نيز در همين قاچاق است ، حتي دولتمردان . فقط در اين فرصت و البته در جملاتي مختصر مي پردازم به تدابير وارونه در منطقه ي مياندوآب ، كه شايد براي مهار هدر رفت منابع سوخت و جلوگيري از قاچاق سوخت ، انديشيده شده است .

       صفهاي طويل سوخت بنزين ، در جايگاههاي متعدد منطقه و از جمله در جايگاه مركزي و دولتي آن ، (جايگاه نزديك به مقر مخازن شركت نفت مياندوآب ) ، از فروردين ماه جريان داشته و در طي روزهاي اخير به وضع اسفباري رسيد . بطوريكه در برخي از ساعات ، مخصوصاً ساعات آغازين شب و دم دمهاي غروب ، گلاويز شدن رانندگان ، عدم رعايت نوبت ، حرف و متلكهاي ناجور و فحشهاي بلند و دعواهاي منفرد و آبروي باقيمانده از فرهنگ و هويت مياندوآب را نيز تحت الشعاع قرار مي داد .

       در فاصله ي چندين روز ، كه روزها شاهد صفهاي طولاني انواع سواري در عرض و طول بلوار مشرف به اين جايگاه بودم ، يكشب بطور ناخودآگاه و به نيت زدن بنزين در آرامترين فرصت ، از خانه زدم بيرون . ساعت يك و نيم شب بود . هفت هشت تا ماشين در رديفهاي دوگانه ايستاده بودند ولي از راننده ها خبري نبود . متعاقب اين اتفاق ، از ماشينم پياد شدم تا خبري كسب كنم . نزديك ورودي پمپ بنزين كه رسيدم تازه متوجه شدم كه جايگاه بسته است و چراغها خاموش .

        دقايقي بعد دو نفري را گرم گفت و گو ديدم كه از رفتنشان به ساختمان فرمانداري به نيت حل مشكل و صحبت مي كردند . درست كه دقيق شدم ، فهميدم كه بقيه ي ماشينها رانندگانشان رفته اند خانه تا ساعت شش و نيم صبح بيايند در نوبت از شب رزرو شده بنزين بزنند . البته دو ماشين ( حامل خانواده ) نيز بودند كه از تبريز آمده بودند و در مياندوآب بنزين تمام كرده بودند . پس از مدتي معلوم شد كه وضع موجود از سه روز قبل رواج داشته . يعني عده اي مسؤول ( !؟ ) چنان مصلحت ديده اند كه جايگاهها ساعت 10 شب بسته شود تا صبح .

       مشكل همين جاست . اينكه كدام مسؤول ، با چه اندازه تدبير و عاقبت انديشي ، اين تصميم را عملي ساخته . اصولاً بستن راههاي دستيابي به آب حيات اجتماعي ( بنزين ) با هيچ عقل و منطق انساني و وجدان كاري و اداري سازگار نيست . به نظر مي آيد كساني كه راضي به تصويب اين طرح ناپخته شده اند همان مدعيان مسؤوليتهاي دروغين باشند كه نتنها شبها را ، بلكه روزها را نيز درخوابند . همان مديران و مسؤولان اجرايي و نظامي و انتظامي كه نه در دعواهاي هفته هاي اخير در جايگاههاي بنزين حضور داشتند و نه در أخذ تصميمات لازم براي مهار عوامل نايابي بنزين در منطقه اقدامي از آنها ديده شد .

         نقل و قول آن راننده ها از مراجعه ي شان به فرمانداري در آن ساعت شب ، و خبر در مياندوآب حضور نداشتن فرماندار ، و نيز اخطارهاي شديد ماشين گشت نيروي انتظامي كه طي دوبار رفت و برگشت به محل جايگاه مذكور نسبت به خانواده ها و رانندگان حاضر صورت مي گرفت ، گوياي اين مطلب شد كه نه تصميم گيرندگان بر زمانبندي توزيع بنزين و نه ديگر نهادها و مديران منطقه ، هيچكدام لياقت و كفايت لازم را براي اداره ي شهر ندارند . به نوعي مي شود گفت كه اين ظلم مضاعفي است بر مردم ، خصوصاً ستمي است در حق خانواده هاي كم درآمد و حتي مسافراني كه از اين منطقه مي گذرند ، كه از جانب مديريت كلان شهر صادر مي شود .

       نمي خواهم اين نوشته رنگ و بوي سياسي به خود بگيرد . ليكن وقتي به حوادث اوايل خرداد ماه امسال مي انديشم ، در شگفت مي شوم مسؤولان و نهادهايي كه در عرض يك شبانه روز غائله ي حق به جانب و حركت مردمي مدافعان حقوق زبان و ادبيات و تاريخ آذربايجان را خواباندند و به تمام سر و صداهاي داخلي و خارجي مهر سكوت و خفقان زدند و همه را سر جاي خود نشاندند ، چرا در مواجهه با چنين مسائل ساده و پيش پا افتاده اي از كارايي لازم برخوردار نمي شوند ؟!  

        به سادگي قابل فهم است كه چنين تدابيري ( بستن جايگاههاي توزيع بنزين ) راه به جايي نخواهد برد و مردم ما روز به روز نسبت به مسؤولان ـ كم كار و پرخواب و بي تدبير ـ بدبين تر و نسبت به امور فردي و اجتماعي مأيوس تر خواهندشد .

     ! هرگونه برداشت و كپي بدون اطلاع نويسنده ، ممنوع است .

+ نوشته شده در  شنبه 31 تیر1385ساعت 0 AM  توسط علی  |